تبليغاتX
انجمن خراسانی های مقیم کانادا
 
انجمن خراسانی های مقیم کانادا
 
 
نخستین تشکل غیردولتی خراسانی های مقیم کانادا
 

نرم افزار جامع شبيه سازي فرآيند و آموزش اپراتور (OTS) توسط محققان پژوهشگاه صنعت نفت توسعه يافت.

به گزارش سرويس پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، دكتر گنجي مسئول تهيه نرم افزار در اين زمينه گفت: شبيه ساز آموزش اپراتور يك ابزار پيشرفته به منظور بهبود عملكرد واحد، افزايش تخصص پرسنل، تسهيل بهره برداري، راه اندازي و از كاراندازي واحد و آموزش پرسنل عملياتي واحد هاي صنعتي مي باشد. تخصص و تجربه پرسنل واحد هاي فرآيندي يكي از مهمترين عوامل عملكرد بهتر واحد بوده و باعث پيشگيري از مخاطرات و حوادث شده، از تحميل هزينه هاي اضافي ناشي از اقدامات نادرست در لحظات حساس و غير طبيعي در واحد جلوگيري مي كند.

وي افزود: اين ابزار با ظاهر و كاربري آسان، امكان آموزش مفيد به همراه مدل هاي مختلف عمليات پويا را فراهم مي كند. با استفاده از شبيه سازها، هيچ محدوديتي در اعمال تغييرات در واحد و مشاهده نتايج وجود ندارد و كاربر مي تواند در اتاق كنترلي مجازي كه كاملاً شبيه اتاق كنترل اصلي طراحي مي شود، تغييرات مورد نظر را در قسمت هاي مختلف اعمال كرده و اثر آن را بر فرايند مشاهده كند.

گنجي تاكيد كرد: با اين كار كاربر مي تواند قسمت‌هاي حساس و گلوگاه هاي فرايند را مشخص كرده و در صورت بروز مشكل در هر قسمت سريعاً اقدام كند؛ اين در حالي است كه در واحد در حال كار به راحتي نمي توان تغيير ايجاد كرد و تغييرات اعمال شده ممكن است اثرات مخرب و زيانباري داشته باشند.

وي گفت : همچنين براي بررسي افزايش يا كاهش مقياس واحد مي توان از اين نرم افزار استفاده و ساير ادوات را براي ظرفيت جديد محاسبه كرد.

گنجي خاطرنشان كرد: اين سيستم از توانايي شبيه سازي كامل و دقيق واحد ( به صورت پايا و پويا)،

پيش بيني دما،‌ فشار، تركيب درصد مولي،‌ تركيب درصد جرمي، دبي جرمي و مولي مواد و دبي مولي و جرمي جريان‌ها و خواص فيزيكي مورد نظر در تمام نقاط فرايند، بررسي تاثير تغييرات عملكرد ابزار دقيق و ابزارهاي كنترلي بر روي شرايط تجهيزات (دما، فشار و تركيب جريان‌ها و سطوح مخازن)، امكان تعيين محدوده هاي غيرمجاز عملكرد واحد، بررسي تاثير تغيير تجهيزات (درصد باز بودن شيرها، ميزان گرفتگي مبدلها،‌ ميزان بخار يا آب مصرفي مبدل‌ها،‌ شرايط كاتاليست و ...) بر روي عملكرد ديگر تجهيزات و كل فرايند، امكان ارايه راهكار مناسب براي مقابله با شرايط بحراني واحد، بررسي عكس العمل كارآموز در كنترل شرايط با ايجاد شرايط بحراني مجازي ( خارج شدن پمپ يا كمپرسور از سرويس و ... )، مشاهده وضعيت هاي مختلف بر روي نمايشگر، اعمال تغييرات بر روي تمام سنسورهاي واحد و مشاهده نتايج آن و

امكان مانيتورينگ وضعيت تجهيزات، وضعيت و محل تمام ابزارهاي دقيق و اعمال هرگونه تغييرات در آن و مشاهده نتايج برخوردار است.

وي در پايان تصريح كرد: در اين راستا، واحد مدل سازي و كنترل فرآيندها اتاق كنترل مجازي براي واحد فرآيندي DMD (تحت ليسانس پژوهشگاه) را توسعه داده و آماده توسعه اتاق كنترل مجازي براي واحدهاي صنعت نفت كشور مي باشد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 10:36  توسط   | 
به گزارش گروه خبری تاپ ایرانیان ،ماهر آرار" و همسرش "مونیا مذیغ" روز شنبه 9 جون ، طی مراسمی دکترای افتخاری خود را از دانشگاه "نی پی سینگ" انتاریو دریافت کردند.
این مدرک به دلیل مقاومت و پیروزی آنان در پیگیری پرونده ای اهدا شد که برای چند سال سیستم قضایی ، پلیس و دولت کانادا را به چالش کشید.
وی در هنگام دریافت این مدرک خطاب به دانشجویان گفت:"سعی کنید از دانش خود برای ساختن دنیای بهتر استفاده کنید و نگذارید از آزادی های اجتماعی سوء استفاده شود."
همسر وی نیز گفت:" من از دریافت این مدرک افتخاری بیشتر از مدرک دکترای خودم که 7 سال پیش از دانشگاه مک گیل گرفتم خوشحال هستم، بخاطر اینکه این مدرک را نه بخاطر گذراندن واحدهای درسی یا تحقیق بلکه به خاطر فهمیدن یکی از معانی ژرف زندگی یعنی مبارزه بر سر عقیده و تسلیم نشدن دریافت کردم."

ماجرای ماهر آرار طی سال گذشته میلادی تبدیل به جنجالی ترین پرونده قضایی کانادا شد. وی که 22 سال پیش از سوریه به کانادا مهاجرت کرده است به عنوان تکنيسين تلفن همراه در شهر اتاوا پایتخت کانادا زندگی می کرد.در سپتامبر سال ٢٠٠٢ او از تعطيلات در تونس به کشور خود باز مي گشت و قرار بود که هواپيمايش را در فرودگاه جي اف کي نيويورک عوض کند. او بارها از آمريکا ديدن کرده و در آنجا کار کرده بود و به همين سبب انتظار نداشت که دردسري برايش پيش بيايد. اما او را به کناري کشيدند و به يک اتاق بازجويي و سپس به بازداشتگاه اداره مهاجرت موسوم به بازداشتگاه متروپوليتن در بروکلين بردند.

به زودي روشن شد که دليل بازداشت او اطلاعاتي است که کانادا در اختيار ايالات متحده قرار داده است. کانادا خود مشغول تحقيقاتي سري درباره يک مظنون به تروريسم در اتاوا بود. چنين به نظر مي رسيد که آقاي ارار يک بار نام اين مرد را به عنوان آشنايي که در صورت ضرورت بتوان با او تماس گرفت ، در قرارداد اجاره يک آپارتمان ذکر کرده بوده است . ماهر ارار با توجه به اقامت طولانی مدت خود در کانادا، از اين که بايد به اين پرسشها در نيويورک پاسخ دهد، متعجب بود . در حالي که مسأله را مي شد به راحتي در کشور خود او، در اتاوا ، فيصله داد.

دوازده روز پس از نخستين بازداشت در جي اف کي، ارار را در ساعت سه بامداد بيدار کردند تا به او بگويند که از آمريکا به جاي ديگري منتقل مي شود. او را با خودرو به نيوجرسي بردند و همچنان در زنجير، براي فرستادن به سوريه، سوار يک هواپيماي جت خصوصي کردند. او مي گويد:

وقتي که من را سوار اين هواپيماي جت خصوصي با صندليهاي چرمي اش کردند، به فکر افتادم که مگر من کيستم که با من اين طور رفتار مي کنند. يعني اين قدر برايشان اهميت دارم ؟ چه نوع اطلاعاتي مي توانم در اختيارشان بگذارم ؟ فکر کردم اينجا چه خبر است؟ وقتي شام لذيذ و مفصلي هم به من دادند ، به ياد سنت عيد قربان افتادم که در آن پيش از سر بريدن گوسفند قرباني به آن غذا مي دهند. تمام مدت در اين فکر بودم که چه کار کنم که شکنجه ام ندهند. چون فهميده بودم که تنها دليل فرستادن من به آنجا اين است که براي کسب اطلاعات شکنجه ام بدهند. صد در صد از اين موضوع مطمئن بودم

هواپيما پس از دو توقف براي سوختگيري به امان در اردن رسيد و سپس او را از راه زميني به مرکز پليس مخفي سوريه در دمشق بردند. ارار مي گويد که در آنجا او را در سلولي کمي بزرگتر از يک تابوت جاي دادند و به مدت بيش از ده ماه در همانجا نگاه داشتند. نگراني او از شکنجه شدن به زودي به حقيقت پيوست.

بازجو پرسيد مي داني اين چيست گفتم بله کابل است و او گفت دست راستت را باز کن. دست راستم را باز کردم و او ديوانه وار مرا زد. درد آنقدر شديد بود که من شروع به گريه کردم. بعد او به من گفت دست چپم را باز کنم و من بازش کردم و ضربه او به جاي دست به مچم خورد. بعد از من سوالهايي کرد. وقتي فکر مي کرد حقيقت را نمي گويم دوباره مي زد. گاهي وقتها من را يکي دو ساعت در اتاقي مي گذاشت که در آن صداي کساني را که زير شکنجه بودند ، مي شنيدم.

در پي فعاليتهاي همسر ماهر ارار موضوع به رسانه هاي كانادا كشيده شد و وكلاي بسياري براي كمك به او اعلام آمادگي كردند. دولت كانادا تحت فشار قرار گرفت و پس از تلاشهايي ماهر ارار سه روز مانده به يک سال پس از زنداني شدن در سوريه آزاد شد و با هواپيما به مونترآل و سپس اتاوا بازگردانده شد. از وي استقبال گرمي توسط رسانه ها، شهروندان و دوستانش در فرودگاه مونترآل بعمل آمد. نه در سوريه و نه در کانادا او هرگز رسما و قانونا مورد اتهام قرار نگرفت.

او و همسرش از پاي ننشستند و دولتهاي كانادا و آمريكا را متهم كردند كه با بازداشت غير قانوني و اعزام وي به سوريه درصدد برآمده اند كه وي را شكنجه نموده و وادار به اعتراف به جرايمي كه هرگز مرتكب نشده بود نمايند. او دولت و مقامات امنيتي كانادا را متهم كرد كه اطلاعات واهي در اختيار مقامات امنيتي آمريكا نهاده اند و از آنها خواسته اند كه وي را به سوريه اعزام نمايند. از دولت سوريه نيز خواسته شده است كه وي را با اعمال شكنجه در مورد اتهاماتي واهي مورد بازجويي قرار دهند.

در کانادا مورد او اعتراضهاي گسترده سياسي برانگيخت و يک تحقيق دولتي در اين زمينه توسط قضات مستقل انجام گرفت. انتشار نتيجه اين تحقيقات موجب رسوايي وسيع دولت كانادا و مقامات پليس گرديد. علاوه بر آن اين تحقيقات از تلاش مقامات دولتي و پليس براي سرپوش گذاشتن بر اين رسوايي و ساكت كردن وي و تعدادي از روزنامه نگاران پرده برداشت. در نهايت بسياري از مقامات امنيتي و پليس كانادا مجبور به استعفا شدند و دولت كانادا قبل از جلسه دادگاه و رسيدگي به دعواي 37 ميليون دلاري ماهر ارار با وي با پرداخت 10 ميليون دلار بعلاوه پرداخت همه هزينه هاي حقوقي وي و نيز عذرخواهي رسمي نخست وزير به توافق رسيد.

لازم به يادآوري است كه دعواي ماهر ارار عليه دولت آمريكا نيز در جريان است.
شبکه اینترنتی ایران - تورنتو (ایرانتو)

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 21:31  توسط   | 
به گزارش گروه تهیه خبر تاپ ایرانیان، جلسه جمع آوری و تحویل کمک های نقدی هموطنان ایرانی انجمن مبارزه با سرطان کانادا ، از ساعت 2 تا 4 بعدازظهر روز یکشنبه 10 جون در محل کتابخانه نورٍث یورک برگزار شد.

در این برنامه که به مدت 2 ساعت طول کشید ، گروهی از داوطلبان نسبت به شمارش وجوه و تکمیل اسناد مربوطه اقدام و مبالغ جمع آوری شده به نماینده انجمن تحویل گردید.

مبلغ جمع آوری شده که بر مبنای اعلام خانم "فرح اصلانی"، مدیر گروه ایرانی حمایت از بیماران سرطانی ، بالغ بر 40 تا 45 هزار دلار می شود، بیشترین کمک به انجمن مذکور در بین کامیونیتی های مقیم تورنتو است.
خانم اصلانی همچنین ضمن تشکر از اعتماد و مشارکت کلیه هموطنان خیر وعلاقمند در این امر بشردوستانه ، استقبال پرشور از این حرکت را در نوع خود بی نظیر دانست و از رسانه ها و نشریات ایرانی نیز به دلیل پوشش وسیع برنامه قدردانی کرد.

وی همچنین ابراز امیدواری کرد شاهد حضور پرشور ایرانیان در مراسم روز 22 جون که به منظور بزرگداشت بیماران سرطانی در پارک برگزار می شود ، باشیم.

همچنین آقای "پائول موتچ" مدیر واحد نورث یورک انجمن سرطان کانادا در گفت و گویی با خبرنگار ما ، از کامیونیتی ایرانی به عنوان بزرگترین همکار و همراه این انجمن یاد کرد و افزود:"ما شاهد مشارکت هیجان انگیز و وسیع ایرانیان در این امر خیر هستیم و من مایلم تشکر وقدردانی انجمن را نسبت به ایتهمه توجه و محبت اعلام نمایم."

در طی این جلسه سرکار خانم شهناز هاشمی و آقای تقی شریفی از مدیران کانون شهروندان ارشد انتاریو نیز حضور داشتند که به نمایندگی از اعضای کانون مبالغ اهدایی آنان را تقدیم کردند. خانم هاشمی تصریح کرد:" ایرانیان همواره در همه امور خیریه و بشردوستانه پیش قدم هستند و ما خوشحالیم که شهروندان ارشد ایرانی نیز سهم کوچکی از این مشارکت را برعهده گرفتند."

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 18:13  توسط   | 
به گزارش گروه تهیه خبر تاپ ایرانیان، آزاده سال‌هاست که در ونکوور زندگی میکنه. در دانشگاه سایمون فریزر جامعه شناسی خونده و عضو سازمان No one is illegal واحد ونکوور هست که از حقوق پناهندگان دفاع می‌کنند. در چند وقت اخیر یکی از موضوعات مهمی که دنبال کردند در مورد جلوگیری از اخراج ایرج قهرمانی ، حاجی فیروز شهر ونکوور بوده.

چه خبر از حاجی فیروز داری ؟
- خبر که ، خبر خوب هست. چون قرار بود در تاریخ ۳ ژوئن حاجی فیروز را دیپورت(اخراج) کنن ولی به خاطر حمایت مردم و مقالات روزنامه ها و برنامه های تلویزیون باعث شد که اداره مهاجرت کانادا تصمیم بگیره که تجدید نظر بکنن در مورد ایشان.

هنوز می‌شه کاری کرد برای موندن حاجی فیروز در ونکوور ؟
هنوز می‌شه نامه نوشت و خود این امضا کردن پتیشن‌ها خیلی مهمه . چون نشون می‌ده که مردم حمایت می‌کنن و مخالفن که ایرج که ۷۰ سال سن داره و در ایران کسی رو نداره برگردن. خوب اگر مردم حمایت کنن ممکنه ایشون بتونن بمونن
اینجا.
ایشون اینجا ازدواج هم کردن و یک همسر کانادایی دارن اینجا ، چرا این موضوع کمک نمیکنه به موندن ایشون ؟
- علت اینکه این موضوع کمکی نمی‌کنه به خاطر اینکه کسی می‌تونه از حمایت همسرش استفاده کنه که همسرش از نظر مالی بتونه این آدم رو پشتیبانی کنه . ولی اگر از welfare (کمک‌های دولتی) استفاده کنن نمی‌تونه کمکی به اقامت گرفتن کسی بکنه.
آزاده ، تو عضو سازمان No one is illegal هستی اگر میشه از این سازمان بیشتر بگو؟
- این سازمان که اکثر کسانی که عضوش هستن . حالا نمیدونم اسمش رو باید بگذاریم سازمان چون اکثر کسانی که هستن خودشون پناهنده هستن یا مهاجر و جمع شدن تا از حقوق پناهندگان دفاع کنند.
آیا هر کسی میتونه عضو این سازمان بشه ؟
- بله هر کسی می‌تونه عضو این سازمان بشه و من خیلی تشویق می‌کنم که همه بیان و عضو بشن چون تعداد ایرانیها خیلی کم هست در این سازمان. البته جالبه بگم که حتی خود کانادایی های سفید پوست هم عضو این سازمان هستن و حمایت می‌کنن.
خودت چی شد که خواستی عضو این گروه بشی و فعالیت کنی ؟
- من، چون جامعه شناسی خوندم می‌دونم که در کانادا نژاد پرستی خیلی کم هست ولی هنوز وجود داره و چون این گروه هم مخالف نژادپرستی هست و در همین جهت کار میکنه . مرتب هم برنامه مختلف و نمایش فیلم و سخنرانی در این موارد داره که منم رفتم و دیدم و علاقه مند شدم.

برای افرادی که میخوان پناهنده بشن ، No one is illegal چه کار می‌کنه ؟
- برای کسانی که میخوان پناهنده بشن. کارهای حقوقی انها رو انجام میدن . وکیل خیلی گرونه و اینها سعی میکنن که با قیمت خیلی پایین براشون وکیل پیدا کنن و کارهای حقوقی آنها رو انجام میده. رابطه دوستی با آدمها برقرار میکنن و مرتب باهاشون در تماسیم حتی بعد از اینکه مشکلشون درست شد بازم تنهاشون نمی‌ذاریم.
خیلی از این افراد از نظر مالی مشکل دارن و نمیتونم هزینه زندگی خودشون را تهیه کنن برای این افراد هم آیا کاری می‌کنید ؟
- با Fundraising هایی که انجام میدن همیشه تا حد امکان پولی را برای کمک به این افراد تهیه میکنند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 18:12  توسط   | 
نمایشنامه کمدی – اجتماعی "ناموس پرستان"، اثر زنده یاد غلامحسین ساعدی، روز جمعه ۲۵ ماه می از طرف گروه نمایشی "ری را" به کارگردانی وحید رهبانی و بازیگری ساسان قهرمان و لوون هفتوان در سالن نمایش یکی از کتابخانه های عمومی شهر تورنتو به روی صحنه رفت. وحید رهبانی، کارگردان این نمایش علاوه بر بازیگری در تاتر و سینما طراح صحنه و لباس نیز هست.

ساسان قهرمان، علاوه بر بازیگری تاتر، رمان نویس، شاعر و روزنامه نویس است و لوون هفتوان، هنرمند ایرانی - ارمنی که از دوازده سال پیش تاکنون در کانادا زندگی می کند، هنرهای نمایشی را در دانشگاه تهران و آکادمی هنرهای نمایشی روسیه تحصیل کرده و نمایشهای زیادی را به زبان های انگلیسی، ارمنی، روسی و فارسی کارگردانی و بازی کرده است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 18:12  توسط   | 

با دکتر رضا مریدی درباره «خانه ایران»، جشن نوروزی شهردار ریچموندهیل، نقض حقوق بشر در ایران، ملیت و هویت، رابطه با مراکز اسلامی و ...

 گفت وگو: فرح طاهری

یکشنبه 6 می، وقتی نام دکتر رضا مریدی به عنوان کاندیدای رسمی حزب لیبرال از حوزه ریچموندهیل اعلام شد، او در میان ابراز احساسات پرشور هموطنانش گفت که برای انتخابات 10 اکتبر 2007 آماده است و از جمعیت پرسید: آیا شما هم آماده اید؟ که با پاسخ یکپارچه جمعیت کثیری که تا خارج سالن محل برگزاری مراسم ایستاده بودند مواجه شد که به او پاسخ مثبت دادند. حال دکتر مریدی با توانی مضاعف که از حمایت هموطنانش گرفته، مبارزه انتخاباتی اش را پیش خواهد برد. جدای از حمایت های بسیار، در رابطه با دکتر مریدی برای تعدادی از افراد جامعه ایرانی نیز پرسش هایی در زمینه های مختلف پیش آمده بود که ما آنها را با دکتر مریدی در میان گذاشتیم. با سپاس از ایشان.



آقای دکتر مریدی با تبریک برای انتخاب شما به عنوان کاندیدای حزب لیبرال از حوزه ریچموندهیل. در واقع میزان عضوگیری در این حوزه بسیار زیاد بود و اکثر ایرانی ها از این حرکت حمایت کردند. شما بفرمایید این موفقیت چگونه نصیبتان شد؟
ــ موفقیت من نتیجه همکاری جامعه ایرانی و کوشش شبانه روزی خود، همسرم و عده زیادی از ایرانیان ساکن بزرگشهر تورنتو بود. من سعی کردم با مردم ارتباط مستقیم برقرار کنم. در آگهی ها شماره تلفن خانه ام را اعلام کردم که همه بتوانند مستقیما با من تماس بگیرند. در اجتماعات ایرانی مانند جلسات انجمن ایرانیان، کانون شهروندان ارشد، انجمن هنرمندان، گروه تورنتو ایرانینز، کانون "مهندس"، انجمن کردها، و پیک نیک های تابستانی، کنسرت مهستی، حبیب، برنامه ایرانی در واندرلند، زمین های فوتبال باشگاه های ایرانی، جشن تابستانی تلویزیون شهر ما ، جشن نوروزی تلویزیون ایران زمین، جشن چهارشنبه سوری و جشن چندملیتی ــ چند فرهنگی که این چهار جشن همگی در میدان مل لستمن برگزار شدند، مراسم عید چینی ها، مراسم سالگرد جمهوری هند، مراسم جشن ارشدان ایتالیایی، مراسم کلوپ ایتالیایی های ریچموندهیل، کلیساهای ایرانی، مساجد پاکستانی و آفریقایی(سنی و شیعه)، مساجد ایرانی، مراسم جشن پیروان مذهب اسماعیلیه به مناسبت میلاد پیامبر، سوپرمارکت های ایرانی ریچموندهیل (سوپر عرفان، طلایی، خوراک، پاتریک) و ... در همه این اجتماعات حضور پیدا کردم تا بتوانم با مردم ارتباط مستقیم داشته باشم. و مانند سیاستمداران کانادایی که سعی میکنند در تمام اماکن اعم از مذهبی و غیرمذهبی حضور پیدا کرده و خودشان را به رای دهندگان معرفی کنند من هم از این فرصت ها حداکثر استفاده را به عمل آوردم. گرچه باید بگویم حضور در این اماکن و اجتماعات دلیلی بر تایید یا رد افکار و فعالیت های این اجتماعات و اماکن نبوده و نیست و من هدفی جز ارتباط مستقیم با رای دهندگان و مردم نداشته ام. در نتیجه با این فعالیت ها و کمک داوطلبان زیادی که مرا یاری دادند، ما توانستیم حدود 2300 نفر را به عضویت حزب لیبرال انتاریو از شعبه ریچموندهیل درآوریم و این موفقیت بزرگی برای تیم انتخاباتی من بود و من این را مدیون جامعه ایرانی هستم.

در حوزه انتخاباتی ریچموندهیل رقبای شما از حزب لیبرال چه کسانی بودند؟
ــ ابتدا کاندیدای قبلی رقیب من محسوب میشد که ایشان با ملاحظه تعداد زیاد عضو که تیم انتخاباتی من توانسته بود جمع آوری کند تصمیم گرفت کناره گیری کند. پس از ایشان اشخاص دیگری هم قدم جلو گذاشتند ولی پس از ملاحظه رقم فوق العاده زیاد اعضاء ما در حزب لیبرال از اقدام خود صرفنظر کردند و در نهایت در انتخابات داخلی برای اعلام کاندیدای حزب لیبرال از شعبه ریچموندهیل من رقیبی نداشتم.

در وب سایت شما در بخش زندگینامه، محل تولد شما عنوان نشده. آیا فکر میکنید ذکر نام ایران به عنوان محل تولد روی نظر رای دهندگان تاثیر منفی بگذارد؟
ــ اصولا در کانادا رسم نیست که محل تولد، تاریخ تولد و حتی ملیت و مذهب کسی مورد سئوال قرار گیرد. آن چیزی که برای یک نماینده و آن هم نماینده مردم شهر ریچموندهیل که از اقوام و ملیت های گوناگون تشکیل شده مهم است قابلیت و توانایی فردی است که میخواهد آن ها را نمایندگی کند. با ملاحظه اینکه در این زندگینامه محل اخذ لیسانس و فوق لیسانس من ایران ذکر شده، هر فردی به راحتی نتیجه گیری خواهد کرد که من ایرانی هستم.

بعضی از افراد این مسئله را مطرح کرده اند که شما آذربایجانی بودن خودتان را کتمان میکنید، آیا همینطور است؟
ــ واقعیت این است که من در شهر ارومیه در استان آذربایجان و در کشور ایران به دنیا آمدم. من به زادگاهم ارومیه، به استانم آذربایجان و به وطن عزیزم ایران عشق می ورزم. بعضی ها به من پیشنهاد کردند که اسمم را از رضا به یک اسم اروپایی تغییر دهم تا ایرانی بودن اسم من در انتخابات تاثیر منفی نگذارد ولی من اکیدا با این پیشنهاد مخالفت کردم چرا که به هویت ایرانی خودم مباهات میکنم. من با تجزیه کشور عزیزمان ایران به هر علت و عنوانی کاملا مخالفم و راضی نیستم که هیچ وقت حتی یک سانتی متر از خاک کشورمان ایران تغییر کند. و در عین حال معتقدم که چندزبانی، چند فرهنگی و چند ملیتی بودن ایران همانند کانادا از سرمایه های فرهنگی و معنوی کشورمان است. ایران متعلق به همه مردم ایران از هر قوم و ملیت و تبار است و من به یکپارچگی ایران و اتحاد و اتفاق ایرانیان معتقدم.

درست است که شما نماینده بخشی از مردم ریچموندهیل در مجلس انتاریو خواهید شد ولی به خاطر ایرانی تبار بودنتان آیا نگران نقض حقوق بشر در ایران هستید و اصولا نظرتان درباره حکومت جمهوری اسلامی چیست؟
ــ من، هم خود و هم خانواده ام، مثل خیلی از مردم ایران از نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی صدمه دیده ایم. من بعد از خدمات قابل توجه در دانشگاه فرح پهلوی سابق (الزهرای کنونی) پس از انقلاب پاکسازی شدم. خواهرم که کارمند شرکت نفت بود از آن شرکت پاکسازی شد. یکی از برادرانم در سال آخر دانشکده پزشکی از دانشگاه پاکسازی شد. یکی دیگر از برادرانم در سن 18 سالگی مجبور شد از کوه ها به ترکیه فرار کند. همسرم 6 ماه ممنوع الخروج بود و آخرین بار که حدود سه سال پیش، پس از 13 سال برای دیدن خانواده به ایران رفت یک شب در فرودگاه مهرآباد زندانی شد و 10 روز در اداره گذرنامه دوندگی کرد تا توانست گذرنامه خود را پس بگیرد و از ایران خارج شود. رژیم جمهوری اسلامی یک حکومت دیکتاتوری است که دین و مذهب را وسیله اعمال قدرت قرار داده و آزادی اندیشه، بیان و عقیده را نفی میکند و اعلامیه حقوق بشر را بارها نقض کرده و حقوق زنان، حقوق ملیت ها، حقوق اقلیت های مذهبی را ندیده میگیرد و کشوری ست که در آن "زندانی سیاسی" وجود دارد. و به طور کلی در صحنه جهانی به اعتبار ایران و ایرانی صدمات فراوانی وارد کرده است. من امیدوارم که حرکات مردم ایران در جهت استقرار دمکراسی به ثمر برسد و دمکراسی در کشور ما صرفا به دست مردم ایران و بدون دخالت نیروی خارجی برقرار شود. نکته ای که لازم میدانم توضیح بدهم این است که حساب رژیم جمهوری اسلامی ایران از دین اسلام جدا است. کمااینکه حساب دین مسیح از حکومت ظالمانه کلیسا در قرون وسطا در اروپا جداست. اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران مسلمانند و این بدین معنا نیست که اینها رژیم جمهوری اسلامی را تایید میکنند و یا "عامل" رژیم جمهوری اسلامی اند. بعضی ها عنوان میکنند که قرائت فاتحه در مجالس ختم معادل است با جاسوسی یا وابستگی به رژیم جمهوری اسلامی ایران. متاسفانه تعداد معدودی از ایرانیان این گونه توهمات بی اساس را در جامعه ایرانی شایعه میکنند و با این کار ناشایست سعی میکنند که همبستگی جامعه ایرانی را تضعیف کرده و به اعتبار کوشندگان سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی لطمه وارد کنند. این افراد معدود برخی به علت رسیدن به اهداف شخصی و برخی دیگر از روی بدطینتی به این اعمال دست میزنند و در این میان عده ای از هموطنان صادق از روی دلسوزی و دل نگرانی برای جامعه ایرانی به این موضوعات حساسیت نشان میدهند و من امیدوارم که با این گفت وگو نگرانی های این دسته از هموطنان برطرف گردد.

گفته شده که عید فطر گذشته در یکی از مراکز اسلامی شهر تورنتو جشنی برگزار شده که شما از پشتیبانان مالی آن جشن بوده اید و در این جشن که سفیر و کاردار فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی هم شرکت داشته، حضور داشته اید.
ــ برنامه جشن عید فطر را یک گروه پاکستانی در یک تالار پذیرایی برگزار کرده بودند و من از طرف این گروه پاکستانی که در انتخاباتم در زمینه عضوگیری از جامعه پاکستانی ها به من خیلی کمک کرده اند در آنجا شرکت داشتم و از حضور سفیر و مقامات رژیم جمهوری اسلامی هیچ اثری در آنجا ندیدم. در واقع من در آن شب به دو جا دعوت داشتم یکی همین میهمانی و دیگری میهمانی جمع آوری اعانه برای انتخابات شهردار ریچموندهیل بود که ابتدا در میهمانی پاکستانی ها به مدت کوتاهی شرکت کردم و پس از آن برای صرف شام به میهمانی شهردار رفتم و در این جمع من فردی از دولت جمهوری اسلامی ندیدم. پشتیبانی مالی من از این برنامه تهیه بلیت برای شرکت در مراسم فوق بوده است. آنها با گذاشتن نام من به عنوان اسپانسر میخواسته اند در جهت تبلیغ برای من کمک کنند.

میگویند شما در جریان فعالیت های انتخاباتی چندین بار به مساجد و مراکز مذهبی رفته اید.
ــ همانطور که قبلا عرض کردم من برای ارتباط با مردم همانند سیاستمداران کانادایی از عموم تجمع ها استفاده میکنم و لذا به این مساجد نیز رفته ام. گرچه تاکنون موفق نشده ام به معبد هندی ها، کنیسه یهودی ها و محل عبادت سایر مذاهب بروم ولی در آینده این کار را نیز انجام خواهم داد.

رابطه شما با نشریه هدی که نشریه ای ست تبلیغی برای دین اسلام چیست؟
ــ من با نشریه هدی هیچ ارتباطی ندارم. یکی از داوطلبان من مقالاتی در زمینه امور مهاجرت به کانادا و امور خانوادگی و تنظیم وصیت نامه طبق قوانین کانادا مقالاتی در این نشریه منتشر کرده است و من تاکنون هیچکدام از این مقالات را ندیده ام.

آقای مریدی، جامعه ایرانیان را که میخواهید نمایندگی کنید چگونه ارزیابی میکنید؟ ضمنا بیایید فقط تعریف نکنیم، هم محاسنش را بگوییم و هم معایبش را.
ــ جامعه ایرانی جامعه ای منسجم، پرجنب و جوش، صمیمی، مهربان و قدردان است. به عنوان مثال در حرکت انتخاباتی شخص خودم استقبال کم نظیری از هموطنانم مشاهده کردم و همینطور در انتخابات شهرداری ریچموندهیل در ماه نوامبر گذشته وقتی همراه شهردار در خانه ی ایرانیها را میزدیم میزبانی خاص ایرانی را در حرکات هموطنانم کاملا مشاهده میکردم. در مقایسه با ملیت های دیگر که بعضا در را به روی شما باز نمیکنند، یا به سرعت میخواهند صحبت شما را شنیده و خداحافظی کنند و به سادگی آماده قبول علامت یا 

sign در محوطه جلوی خانه شان نیستند، ولی هموطنان عزیز ایرانی با مشاهده من دم در خانه ی خود میزبانی خاص ایرانی را در حد اعلا به جا می آوردند و در پایان گفت وگو وقتی سئوال میکردم اجازه میدهید ساین نصب کنیم با رویی گشاده جواب میدادند هر چند تا دوست دارید نصب کنید. و بعضی ها با شیرینی و نوشیدنی از ما پذیرایی میکردند. این حرکت طبیعتا موجب حیرت و تعجب شهردار و سایر اعضای انجمن شهر بود که همراه ما بودند. و اما گفتید که فقط تعریف نباشد. به بعضی از هموطنانم پیشنهاد میکنم که در قضاوتشان در مورد افراد مخصوصا فعالان سیاسی و اجتماعی تعجیل نکنند و در امر قضاوت از روش "تشبیه" و یا "قیاس" استفاده نکرده بلکه با استدلال منطقی با موضوع برخورد و نهایتا قضاوت و نتیجه گیری کنند. کسانی که وارد فعالیت های اجتماعی و سیاسی میشوند وقت، زندگی، حیثیت و اعتبار خود را در طبق اخلاص میگذارند. لذا شایسته است که در ارتباط با پرستیژ این قبیل فعالان سیاسی و اجتماعی با دقت و تامل برخورد شود و همه جوانب ملحوظ شود.

لطفا در مورد جشن شهردار ریچموندهیل، اینکه چرا در شب "تولد جمهوری اسلامی" بود و مصاحبه با تلویزیون جمهوری اسلامی توضیح دهید.
ــ شهردار ریچموندهیل تصمیم گرفت که عید نوروز ایرانیان را جشن بگیرد و برای این منظور کمیته ای را تشکیل داد که اعضای این کمیته همگی منتخب خود شهردار و یا همکاران ایشان در انجمن شهر بودند بجز یک نفر، آن هم آقای عابد دارایی فر که به پیشنهاد اینجانب به عضویت این کمیته دعوت شده بود. در یکی از جلسات اولیه در مورد تاریخ این جشن آقای شهردار به دو نکته اشاره کرد اول اینکه ایشان نمیخواستند جشن شهردار با جشن های متعددی که ایرانیان در آخر هفته بعد از عید نوروز مانند جشن انجمن فردوسی و جشن آی سی نت ورک که اتفاقا ایشان به هر دوی این جشن ها دعوت داشتند مصادف باشد. دوم اینکه ایشان در همان آخر هفته بعد از عید نوروز در مسافرت بودند. بنابر این طبیعی بود اولین آخر هفته بعدی مورد نظر قرار گیرد و بهترین روز آخر هفته برای جشن و میهمانی روز شنبه است و این پیشنهاد خود شهردار و طبیعتا تایید کمیته بود. در آن لحظه هیچ فردی تقویم ایرانی را نگاه نکرد که ببیند 31 مارچ مصادف با 11 فروردین است(برخلاف ادعایی که گفته شده 31 مارچ مصادف با 12 فروردین است). این جشن برای اولین مرتبه در کشور کانادا برگزار شد و شهردار شهری عید نوروز ما را جشن گرفت و با استقبال بی نظیر هموطنان مقیم ریچموندهیل و بزرگشهر تورنتو مواجه شد. حدود هفتصد نفر در این جشن شرکت داشتند و بلیت ها بسیار زود فروش رفت به طوری که بسیاری گله داشتند که به آنها بلیت نرسیده است. اما درباره مصاحبه با تلویزیون جمهوری اسلامی. در داخل سالن خانمی به سر میز ما آمد و به من گفت که تلویزیون ایران میخواهد با شهردار مصاحبه ای داشته باشد. و از من خواست تا این درخواست را با شهردار مطرح کنم. لحظه ای که اسم تلویزیون ایران به گوش من رسید ذهن من متوجه یکی از تلویزیون های 24 ساعته لس آنجلس شد و به همین علت موضوع را به شهردار اطلاع دادم و ایشان هم پذیرفتند که با خبرنگار صحبت کنند. در بیرون سالن شهردار با جوانی که فقط دوربین به دست داشت شرحی راجع به جشن به انگلیسی بیان کرد و پس از ایشان من گفته های وی را کمابیش به فارسی بیان کردم. تا اینکه چند روز پس از آن به گوشم رسید که این شخص خبرنگار تلویزیون جمهوری اسلامی بوده است.

رابطه شما با "خانه ایران" چیست؟ در مورد مبلغ 200هزار دلاری که دولت لیبرال انتاریو در اختیار این خانه گذاشت چه اطلاعاتی دارید؟
ــ من افتخار میکنم که یکی از موسسان خانه ایران بودم. و در جهت تاسیس محلی به عنوان خانه ایران برای جامعه عزیز ایرانی مان در بزرگشهر تورنتو گامی برداشته ام. این گرنت از طرف دولت انتاریو به خانه ایران اهدا شده به مبلغ 200 هزار دلار است که با مبلغی که از مردم جمع آوری شده و بهره بانکی، هم اکنون موجودی خانه ایران نزد رویال بانک مبلغی در حدود 212هزار دلار است که امیدواریم در تاسیس خانه ایران در آینده نزدیک به مصرف برسد.

خانه ایران کی تشکیل شده و چرا اول به عنوان "انجمن حمایت از حیوانات" به ثبت رسیده است؟
ــ خانه ایران موسسه ای غیرانتفاعی ست که توسط هفت نفر تاسیس شد و موقعی که کمک مالی از دولت دریافت شد طی مراسمی در رستوران شیراز این موضوع اعلام و از بعضی رسانه ها پخش گردید. خانه ایران در 29 آگوست 2005 به عنوان یک موسسه غیرانتفاعی به ثبت رسید. اسم واقعی آن
Iranian – Canadian Community Centre است که به فارسی "خانه ایران" گفته میشود. این مرکز در اول مارچ 2006 به عنوان موسسه خیریه به ثبت رسید و هرگونه کمک مالی به خانه ایران مشمول معافیت مالیاتی خواهد بود. در مورد نام "حمایت از حیوانات" باید بگویم در اساسنامه خانه ایران هیچ جا صحبتی از حمایت از حیوانات نشده است. تا آنجا که مشخص شده این است که موقع ثبت خانه ایران در وزارت درآمد کانادا ظاهرا کارمندی کد اشتباهی (گروه حمایت از حیوانات) به خانه ایران منتسب کرده که بعدا خود آنها متوجه شده و آن را تصحیح نموده اند. این موضوع را روزنامه تورنتواستار هم تحقیق کرده و آن را به عنوان "اشتباه اداری" قید کرده است. من در 5 مارچ 2007 از مدیریت خانه ایران به علت فعالیت های سیاسی استعفا دادم ولی از هرگونه کمک در تاسیس این خانه برای هموطنان ایرانی بزرگشهر تورنتو فروگذاری نخواهم کرد.

همانطور که مطلع هستید بنیاد پریا هم که توسط عده ای دیگر از ایرانیان شناخته شده و فعال در کامیونیتی پا گرفته نیز به دنبال اقداماتی برای ساخت مرکزی برای ایرانیان است. آیا بهتر نبود با هم همکاری میکردید به جای اینکه پراکنده باشید؟
ــ بنیاد پریا تا آنجا که من اطلاع دارم یک بنیاد خصوصی است که در زمینه تاسیس محلی برای نگهداری سالمندان ایرانی فعالیت میکند. نکته مهمی که حائز اهمیت است این است که بنیاد پریا و خانه ایران رقیب هم نیستند، بلکه مکمل هم هستند. جامعه ایرانی با وسعتی که به خود گرفته نیاز به خانه های ایران و خانه های سالمندان متعددی دارد و اینگونه فعالیت ها بایست موازی هم پیش بروند.

در بالا صحبت از جشن نوروزی انجمن فردوسی شد. آیا شما با انجمن فردوسی همکاری دارید؟ البته باید گفت که این انجمن شناخته شده ای برای کامیونیتی ایرانی نیست و من شخصا بجز جشن نوروزی، آنهم نه به صورت اطلاعیه در رسانه ها برای عموم مردم، فعالیت دیگری از آنها ندیده ام، حداقل فعالیت آشکار.
ــ خیر من هیچوقت با انجمن فردوسی همکاری نداشته ام گرچه در چندین برنامه جشن نوروزی این انجمن شرکت کرده ام.

آقای مریدی از انتخابات پیش رو بگویید. چه زمانی برگزار میشود و رقبای شما چه کسانی هستند و چقدر امید میرود تا اولین نماینده ایرانی تبار وارد مجلس انتاریو شود؟
ــ10 اکتبر 2007 انتخابات عمومی استان انتاریو برگزار میشود. هنوز حزب محافظه کار و ان دی پی کاندیداهای خودشان را معرفی نکرده اند گرچه اسم چند نفری بر سر زبان است. باید گفت این حوزه، حوزه جدیدی است که بخشی از حوزه قدیم اوک ریجز را شامل میشود و تا الان نماینده ای از این حوزه در مجلس نبوده. من کاملا به موفقیتم در این انتخابات خوشبین هستم و علاوه بر ایرانی ها جوامع گوناگون ریچموندهیل مانند جامعه ایتالیایی ها، هندی ها، پاکستانی ها و چینی ها از کاندیداتوری من حمایت میکنند و مطمئنم که خواهم توانست نظر جوامع دیگر ریچموندهیل را نیز به دست آورم .

دکتر مریدی برای شما آرزوی موفقیت میکنیم. آیا حرفی باقی مانده است؟
ــ در پایان از عموم هموطنان عزیز تقاضا میکنم که هر نگرانی و یا سوءتفاهمی در رابطه با شخص من و یا مسائل انتخاباتی که در جامعه ایرانی مطرح است را مستقیما با من مطرح کنند. من با کمال میل حاضرم با آنان گفت وگو کنم.

آدرس های تماس با دکتر مریدی: تلفن : 6349- 508- 905  پست الکترونیکی : reza.moridi@rogers.com
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 13:42  توسط   | 

در پی مذاکرات آقای سهیل غفاری عضو هیئت مدیره انجمن دوستداران ایران با خانم فرزانه شهیدی مدیر مسئول مجله گوناگون در کانادا ، تقویم انجمن دوستداران ایران،  در مجله گوناگون  شماره 24 در صفحه 50 چاپ شده است. این مجله هر ماه به صورت رایگان به هزاران هموطن عزیزمان در کانادا توزیع می شود.

آدرس الکترونیکی این نشریه : www.goonagoon.ca  می باشد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:20  توسط   | 

جشن نوروزی ایرانیان مقیم  تورنتو امسال برای اولین بار در محل ساختمان پارلمان انتاریو برگزار شد و جمعی از اعضای کابینه انتاریو و نمایندگان مجلس این استان با حضور در کنار هفت سین ایرانی با آیین نوروز آشنا شدند.

درست ساعاتی پیش از تحویل سال، گروهی از ایرانیان مقیم تورنتو با گردهم آیی در پارلمان انتاریو و برپایی نمایشگاهی از هنر و فرهنگ ایرانی، به استقبال نوروز رفتند.

در این مراسم که به همت گروه ایرانیان تورنتو و برخی از فعالان اجتماعی برنامه ریزی شده بود، هنرمندان موسیقی ایرانی به اجرای برنامه پرداختند.

هایده مقیسی استاد دانشگاه یورک در سخنانی به تشریح سابقه نوروز پرداخت و گفت: با وجود سرمای هوای تورنتو، ممکن است بعضی متعجب شوند که ما چرا سال نو را حالا جشن می گیریم چون ما این سرما را در ایران نداریم. الان در ایران هوا بهاری است.

هر چند مایکل کلن، وزیر مهاجرت انتاریو، معتقد بود: نوروز اولین روز بهار است ولی می دانم که در ایران هم هنوز هوا سرد است و خیلی هم هوا آفتابی و بهاری نیست!

وی گفت: آغاز سال 1386 اولین بار است که ایرانیان مقیم تورنتو جشن نوروزی خود را در پارلمان گرفتند.

او ادامه داد: احتمالا هنوز فرهنگ و تمدن بزرگ ایرانی به خوبی توسط دیگر ملت ها شناخته نشده است. نگاه خیلی ها به تاریخ ایران درست نیست. معماری و علم و هنر و تمدن شما به سه هزار یال پیش بر می گردد و این است که شما باید بیشتر از این طور جشن ها را برپا کنید و به آن افتخار ورزید .

به گفته وی، دولت انتاریو و کانادا آماده است تا بویژه در این مقطع حساس زمانی شما را حمایت کند تا بهتر تاریخ و فرهنگ ایرانی را معرفی کنید و چهره واقعی تمدن ایرانی را بشناسانید.

بسیاری از ایرانیان که دور از خانواده و فامیلشان سال نو را جشن گرفتند، دور هم جمع شده بودند و هر کس غذایی پخته بود و به این ترتیب جبران غربت را در شب سال نو کرده بودند.

تک تک سنت های نوروزی نظیر خانه تکانی، تخم مرغ رنگ کردن، سبزه انداختن و هفت سین چیدن در خانه  ایرانیان به راه بود. امسال اگر چه فستیوال نوروزی ایرانیان مثل سال گذشته در شهر تورنتو برپا نشد، اما مراسم چهارشنبه سوری و مجالس مختلف جشن نورزوزی در گوشه و کنار شهر برپا بود.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 15:55  توسط   | 

عيد نوروز در شهر ريچموندهيل کانادا هم رسمي شد

 

 

انجمن شهر «ريچموندهيل»در حومه شمالي تورنتو، عيد نوروز ايرانيان را به رسميت شناخت.


اكوتوريسم و جاذبه‌ها: عيد نوروز در شهر «ريچموندهيل» كانادا هم براي ايرانيان تعطيل رسمي شد.

پس از ونكوور در ايالت بريتيش‌كلمبياي كانادا، ريچموندهيل دومين شهر كانادا است كه 21 مارس، به عنوان شروع نوروز در آن به عنوان عيد رسمي و روز تعطيل براي ايرانيان مقيم كانادا شناخته مي‌شود.

بريتيش‌كلمبيا نخستين ايالت كاناداست كه سال گذشته نوروز را عيد و تعطيل رسمي شناخت.شهر ريچموندهيل در ايالت اونتاريو نيز پيش از رسمي شدن نوروز در كل ايالت پيشتاز اين اقدام شده است.
 
بعد از ارائه طرح رسميت عيد نوروز توسط حزب ليبرال به پارلمان استان «اونتاريو»، كه به كوشش جمعي از ايرانيان و كاناداييها انجام شد، انجمن شهر «ريچموندهيل» در حومه شمالي تورنتو  پيش از تصويب اين لايحه در پارلمان ايالتي، عيد نوروز را به عنوان سال نو ايرانيان به رسميت شناخت.

در متن نامه شهرداري ريچموندهيل كه توسط «رابرت پراوز» دبير انجمن شهر امضا شده آمده:«انجمن شهر ريچموندهيل تصويب كرده است روز 21 مارس به عنوان ــ نوروز ــ‌ (سال نو ايرانيان) در شهر ريچموندهيل به رسميت شناخته شود. انجمن شهر ريچموندهيل بهترين آرزوهاي خود را به مناسبت سال جديد به ساكنان ايراني ــ
کانادائی ريچموندهيل تقديم مي‌كند.»

نسرين الماسي روزنامه‌نگار مقيم كانادا دراين‌باره گفت: «هدف جامعه ایرانیان مقيم كانادا اين است كه ابتدا نوروز را در شهرهاي كوچك، سپس در ايالتها و بعد در كل كشور كانادا رسمي كنند.»
طي ساليان اخير جامعه ايراني تورنتو با تلاشهاي سياسي و اجتماعي خود در چارچوب حزب ليبرال توانسته است موقعيت اجتماعي مناسبي در كشور چند مليتي كانادا براي خود كسب كند. ايالت اونتاريو پنج ميليون نفر جمعيت دارد و بيش از 53 درصد جمعيت
ایرانیهای مقيم كانادا كه در حدود صدهزار نفر هستند در اين شهر زندگي مي‌كنند و اكثريت آنها به قشر برتر جامعه کانادائی تعلق دارند.

از ميان تمام كشورهاى مهاجرپذير، كانادا بيشترين شمار ايرانيان مهاجر را دارد. در سال 2004 حدود 236 هزار مهاجر در كانادا پذيرفته شده‌اند. براساس آخرين آمار دولتي سال 2001 ميلادي از ميان 33 ميليون اتباع كانادا 18.4 درصد آنها در خارج از كانادا زاده شده‌اند.

بر اساس آخرين آمار از ايرانيان مقيم كانادا، 20درصد مهاجران تورنتو و 12 درصد مهاجران ونكوور ايرانى هستند. 110 هزار نفر در تورنتو و 30 هزار نفر در ونكوور زندگى مى‌كنند كه دومين گروه مهاجران خارجي را پس از چينيها در كانادا تشكيل مي‌‌دهند.

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 11:47  توسط   | 

براساس یک رسم همه ساله، نشریۀ "تجارت کانادا" در مقاله ای زیر عنوان "ثروتمند و در مسیر ثروتمندتر شدن"، لیست صد نفره ای از ثروتمندترین افراد کشور را منتشر کرد. نکته قابل توجه در این لیست این است که ۴٦ خانواده و یا افراد نخست آن را میلیاردرها تشکیل می دهند، که چنین رقمی در کانادا یک رکورد محسوب می شود.

اکثریت خانواده ها و افرادی که نامشان در لیست مذکور آمده، در سال گذشتۀ میلادی ثروتمند تر شده اند. اما استثنائاتی نیز وجود داشته که بدترین آنها به "مایکل لی چین" مربوط می شود که در عرض ۵ سال گذشته ۵/۵ میلیارد دلار از سرمایه خود را دست داده است. البته او هنوز ثروتی معادل ٢ میلیارد و ۱۸۰ میلیون دلار دارد.

نخستین اسم موجود در این لیست، نام خانوادۀ "تامسون" است که میزان ثروتشان به ٢۴ میلیارد و ۴۱۰ میلیون دلار می رسد. پدر خانواده، "کن تامسون"، روز دوشنبه ١٢ ژوئن سال گذشتۀ میلادی (٢٢ خرداد سال جاری) در سن ۸٢ سالگی و در دفتر مرکزی شرکتهایش، در اثر سکتۀ قلبی در گذشت. او که به کارهای هنری کمکهای شایانی می کرد، در هنگام مرگ ثروتمندترین کانادایی بود.
آخرین اسم در لیست میلیاردرها به "خانوادۀ موزو" تعلق دارد که درست لب مرزند و ثروتشان یک میلیارد دلار می باشد.

ثروتمندترین میلیونرهای کانادایی، خانوادۀ "ساموئل" می باشند، که ۹۷۲ میلیون دلار سرمایه دارند.
"
لورنس استرول" آخرین اسم لیست، با ۴۲۲ میلیون دلار سرمایه، فقیرترین ثروتمند کانادا محسوب می شود.

  

  کن تامسون ثروتمندترین فرد کانادا، روز ٢٢ خرداد سال جاری در اثر سکته قلبی در گذشت

جالبست که چند ملیتی بودن کاناداییها، در تجارت و ثروتشان نیز نمود چشمگیری دارد. مثلا مایکل لی چین میلیاردر متولد جامائیکا، در حالی که سابقۀ ٢۰ سال فعالیت در رأس شرکت خود در کانادا را دارد، مایملک زیادی نیز در کشورهای حوزۀ دریای کارائیب، برای این شرکت خریداری کرده است.

"
دیوید عزریئیلی" نیز با ٢ میلیارد و ۴۴۰ میلیون دلار ثروت، همان کسی است که نخستین مرکز خرید سرپوشیده را در اسرائیل راه اندازی کرد. وی در سال ٢۰۰٦نیز با پرداخت ۱۵۰ میلیون دلار آمریکا، شرکت انرژی و مهندسی "گرانیت هاکارمل" در اسرائیل را از آن خود کرد. او همچنین بخشی از سرمایه گذاری ٢ میلیون دلاری مربوط به بازسازی میدانی تاریخی در شهر اورشلیم را، تأمین نمود.

از دیگر مسائل قابل توجه، تأثیر عوامل بیرونی بر تصمیم گیری این افراد در مورد نحوۀ سرمایه گذاری و یا خرج کردن پولهایشان است. "مثلا داریل کاتز" که با دارایی ٢ میلیارد و ۷۰ میلیون دلاری خود ثروتمندترین فرد شهر ادمونتون محسوب می شود، در اکتبر سال گذشته ۷ میلیون دلار به دانشکده دارو سازی دانشگاه آلبرتا کمک کرد تا در کنار همین مبلغ سرمایه از جانب دولت استانی، صرف ساختن یک مرکز بهداشتی جدید و پژوهشهای داروسازی شود. جالب است که بدانیم این میلیاردر فرزند یک داروساز است.

نمونۀ دیگر تأثیر گذاری عوامل محیطی، "مایکل دیگروت" میلیاردر ۷٣ ساله است. او ۵ سال پیش سکتۀ مغزی کرد و در نتیجه، به عارضه درد کشیدن مزمن مبتلا شد. وی سال گذشته، ۱۰۵ میلیون دلار به برپایی کنفرانس پژوهش در مورد درد در دانشگاه "مک مستر" کمک کرد، که بخشی از هزینه های این کفرانس را پوشش داد. این اقدام آقای دیگروت مصداق عینی ضرب المثل "دردکشیده طبیب است" می باشد.

  

 پیتر گیلگن با ١ میلیارد و ۱۰ میلیون دلار ثروت، نمی تواند قصر مسکونی ۴۵ میلیون دلاری خود را به فروش برساند

از طنزهای تلخ و تجربه شده دیگر آدمها همان رسیدن به چرخ گردون و پرسش از قادر متعالست، که حکایت آن همچنان باقیست. زیرا که پرسش "این چون است و آن چون" همچنان بی پاسخ است. چرا که در حالی که سرشماریهای نه چندان دقیق نشانگر آنست که ٢۰۰ هزار کانادایی شب را در خیابانهای اغلب بسیار سرد این کشور به روز می رسانند، یکی از میلیاردرهای کشور نیز در مورد مسکن خود، با مشکلی روبرست که تاکنون همچنان حل نشده باقی مانده است. این مشکل لاینحل به آقای "پیتر گیلگن" با ١ میلیارد و ۱۰ میلیون دلار ثروت مربوط می شود، که همچنان در فروش قصر مسکونی ۴۵ میلیون دلاری خود، موفقیتی کسب نکرده است. این قصر با ٣٢ هزار پای مربع مساحت، ۹ اتاق خواب و ١۷ حمام در شهر "اوکویل" استان انتاریو بنا شده است. ظاهرا کسی آنقدر پول، و یا تمایل، ندارد که بخواهد این مقدار ناقابل را، تنها برای یک اقامتگاه بپردازد.

اما احتمالا برای ما ایرانیان، جالب ترین اسمی که در این لیست به چشم می خورد، نام آقای حسن خسروشاهی است. او با ۵۹۲ میلیون دلار سرمایه، مکان سی و دوم لیست میلیونرها و جایگاه هفتاد و هشتم لیست ثروتمندترین کاناداییها را، به خود اختصاص داده است.
به گزارش این نشریه، آقای خسروشاهی رئیس شرکت خصوصی سرمایه گذاری "اینوست اینوستمنت با مسئولیت محدود" می باشد که در سال گذشتۀ میلادی کوشید که وارد بخش دولتی نیز بشود.

  

 مایکل دیگروت سال گذشته ۱۰۵ میلیون دلار برای برپایی کنفرانس پژوهش در مورد درد، کمک کرد

در تارنمای اینترنتی شرکت نامبرده آمده است که "حسن خسروشاهی در سال ۱۹۴۰ (١۳١۹) در تهران متولد شد و در ایران و انگلستان تحصیل کرد. وی فارغ التحصیل رشتۀ حقوق و اقتصاد از دانشگاه تهران می باشد."

به نوشتۀ این تارنما، آقای خسروشاهی در سال ۱۹٦۱ (۱٣۴۰) به شرکت مینو پیوست که متعلق به خانواده اش بود. میزان فروش محصولات این شرکت در سال ۱۹۷۸ (۱٣۵۷) بالغ بر ٣۵۰ میلیون دلار آمریکا بود. وی در سال ۱۹۸۱ (۱٣٦۰) به کانادا مهاجرت کرد و اینک ساکن شهر ونکوور می باشد.
آقای خسروشاهی علاوه بر ریاست شرکت تحت مالکیت خود، عضو "کمیتۀ اجرایی شورای تجارت استان بریتیش کلمبیا" و "هیئت امنای مؤسسۀ فریژر" نیز، می باشد.

بر اساس اطلاعات تارنمای مذکور، آقای خسرو شاهی ازدواج کرده و دو فرزند، دارد.

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 14:28  توسط   | 

سخت‌گیری کانادا برای صدور ویزای خانواده دانشجویان ایرانی

گزارش کامل و مصاحبه با دانشجویان را اینجا بشنوید.

تأهل و ادامه تحصیل در خارج از کشور ظاهرا خیلی با هم جور در نمی‌آیند. علی الخصوص که اگر یک کشور مهاجرخیز مثل کانادا را انتخاب کرده باشی که تازه از همه بدتر روابط دیپلماتیکش هم با ایران چندان تعریفی نداشته باشد.

دانشجویان متاهل ایرانی، از همان لحظه‌ای که برای گرفتن پذیرش دست به کار می‌شوند، پیه دوری از همسرانشان را به تن می‌مالند و خودشان را آماده دوران تازه‌ای می‌کنند که می‌توان اسمش را گذاشت "تجرد در تاهل" به این نیت که بالاخره ویزای زن و بچه‌شان هم می‌آید و بعد از فارغ التحصیلی‌، همگی مهاجرتشان درست می‌شود و می‌آیند کانادا. اما چند سالی است که دیگر به این سادگی‌ها، به همسران دانشجویان متاهل ایرانی در کانادا ویزا نمی‌دهند. حتی برای گرفتن یک ویزای عادی توریستی، بارها آنها را به جلوی در سفارت‌خانه می‌برند و دست خالی بر می‌گردانند.

نه به همسران، که حتی پدر و مادرها هم دیگر این روزها امکان آمدن و دیدن فرزندانشان را ندارند. به هر حال به نظر می‌رسد که سخت‌گیری‌ها برای دانشجویان ایرانی روز به روز بیشتر می‌شود و به دنبال خود مشکلات و دغدغه‌های بیشتری را برای دانشجویان متاهل در این نقطه از دنیا ایجاد می‌کند، تا آنجا که بعضی‌ها را چنان مستاصل می‌کند که همه‌چیز را نصفه کاره رها می‌کنند و به قولی عطایش را به لقایش می‌بخشند و بر می‌گردند به وطن. البته این امر، در مواردی هم به متلاشی‌شدن بنیان خانواده‌ها منجر می‌شود.
سایه روابط سیاسی بر رابطه شهروندان
موضوع سخت گیری‌های اخیر برای دانشجویان شاغل به تحصیل در کانادا از سوی بیشتر دانشجویان مساله‌ای سیاسی تعبیر می‌شود که بویژه با کم رنگ شدن روابط دیپلماتیک بین ایران و کانادا، شدت گرفته است. به اعتقاد دانشجویان، مقامات کانادایی در واقع با سخت‌گیری در صدور ویزا برای خانواده دانشجویان ایرانی نوعی سیاست تلافی‌جویانه را مقابل ایران اتخاذ کرده‌اند. در حالی که قانونا همه دانشجویان مشغول به تحصیل در این کشور، بدون توجه به نوع ملیت آنان، از حق دیدن اعضای درجه یک خانواده خود در خاک کانادا برخوردارند.

و این همه در حالی است که بر خلاف آنچه که بیشتر دانشجویا ن ایرانی معتقدند، مقامات دولتی کانادا مدعی هستند که هیچ تغییری در سیاست‌های آنها نسبت به صدور ویزا برای دانشجویان ایرانی و خانواده‌های آنها رخ نداده است. به طوری که آنها ادعا کردند که سال گذشته به ۵۱ درصد دانشجویان ایرانی ویزای تحصیلی دادند. آنها ادعا می‌کنند که قانون صدور ویزا برای همه یکسان و برابر است.
مطابق ضوابط صدور ویزای توریستی کانادا، فرد می‌بایست علاوه بر داشتن شرایط عمومی‌، از جمله سلامتی جسمی و استطاعت مالی، وابستگی‌های خود را به کشور مبدا، نشان دهد و با دلایل مستدل بازگشت خود را به کشورش تضمین کند.
و این در حالی‌ست که حداقل ۳۰ دانشجوی متاهل ایرانی در دانشگاههای کانادا هستند که بدون استثنا، هر چه تلاش کردند نتوانستند حتی برای یک بار، برای همسرانشان ویزا بگیرند. طی ماههای گذشته همه تلاش دانشجویان ایرانی برای اعتراض به وضع موجود که از طریق امضای تومار و نامه‌نگاری به مقامات مسوول دولت کانادا صورت گرفته، بی‌نتیجه بوده است.

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 12:8  توسط   | 
 
  بالا