|
انجمن خراسانی های مقیم کانادا
|
||
|
نخستین تشکل غیردولتی خراسانی های مقیم کانادا |
رئيس دانشگاه آزاد اسلامي اميديه گفت: در مسابقه دانشجويي انجمن مهندسي نفت منطقه خاورميانه كه در كنار پانزدهمين كنفرانس نفت و گاز خاورميانه در تاريخ دهم مارس 2007 برگزار شد، ياسين حاجيزاده، دانشجوي رشته مهندسي نفت دانشگاه آزاد اسلامي اميديه موفق به كسب رتبه نخست شد.
مسعود سرحدي با اعلام اين خبر به خبرنگار علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در خوزستان اظهار داشت: اين مسابقات با حضور دانشجويان مقطع ليسانس و دانشجويان مقطع تركيبي فوقليسانس و دكتري از كشورهاي ايران، هند، مصر، قطر و پاكستان در بحرين برگزار شد.
وي افزود: در اين مسابقات در مقطع ليسانس دو نفر از ايران (ياسين حاجيزاده از دانشگاه اميديه و رضا عسگرينژاد از دانشگاه صنعت نفت)، دو نفر از دانشگاه آمريكايي تگزاس قطر، دو شركت كننده از دانشگاه قاهره مصر، دو نفر از دانشگاه پونا هند و يك شركت كننده از دانشگاه فني لاهور پاكستان به ارائه مقالات خود در زمينههاي مرتبط با مهندسي نفت پرداختند.
رئيس دانشگاه آزاد اسلامي اميديه توضيح داد: حاجيزاده با ارائه مقالهاي با عنوان بهينهسازي مدل فازي خوردگي در خطوط لوله نفت و گاز با استفاه از شبكههاي عصبي موفق به كسب رتبه اول شد و مجوز شركت در مسابقه نهايي در آمريكا به وي داده شد.
هجدهم آوريل، پنجاه و دومين سالگرد درگذشت آلبرت آينشتاين نابغه بزرگ قرن بيستم است. آينشتاين خالق تئوری نسبيت، به جز علم، در زمينه های ديگر هم سرآمد بود.
نام آلبرت آينشتاين فيزيکدان نابغه قرن بيستم که ۵۰ سال پيش در چنين روزهايی در گذشت، برای افراد بسياری، همواره با پيچيده ترين تئوری های فيزيک يا با بمب اتمی تداعی می کند، اما کارايی وجه های شخصيت او، به پای توانايی های علمی اش می رسد.
جوانا فانتوا شريک زندگی آينشتاين در يادداشت های خود که هم اکنون در اختيار کتابخانه پرينستون قرار دارد می نويسد وجه انسانی آينشتاين، از وجه علمی او فراتر می رود.
تئوری نسبیت مفهومی بیگانه برای عامه مردم
اینشتاين شايد بيش از هر ستاره ای در قرن بيستم درخشيده باشد، حتی اگر درک کشف ها و نظريه های او، برای يک ذهن متوسط بسيار دشوار باشد. خود او هم از اين دشواری برای عموم آگاه بود.
او می گويد: «يکی از نتيجه های تئوری نسبيت اين بود که نشان داد ماده و انرژی، دو نمود متفاوت از يک پديده واحد هستند، مفهومی که برای اذهان عموم، کمابيش بيگانه بود.»
آلبرت آينشتاين در سال ۱۹۰۵ هنگامی که کارمند پست بود، نظريه نسبيت خود را نوشت. در صد سالگی اين تئوری، سازمان ملل متحد، سال ۲۰۰۵ را سال فيزيک اعلام کرد.
اینشتاین مخالف سرسخت بمب اتمی
نام آلبرت آينشتاين با بمب اتمی که او برای جلوگيری از دستيابی آلمان نازی به آن، خواستار ساخته شدنش شده بود، گره خورده است. اما اينشتاين جزو برجسته ترين مخالفان آن شد. در واقع بمب اتمی را آينشتاين نساخت، اين بمب بر پايه نظريه علمی او ساخته شد.
کريستوفر لنر Christophe Lehner دانشمند موسسه ماکس پلانک برلين می گويد: «بمب اتمی فقط يکی از چيزهايی بود که ريشه در ايده های آينشتاين داشت، منظورم اين است که بمب اتمی، همانقدر به فرمول E=MC۲ مرتبط است که به فرضيه خورشيد و يا تئوری بمب های شيميايی. اما به نوعی در واقع نمايش اين واقعيت است که می توان ماده را به انرژی تبديل کرد و اينکه ماده و انرژی در واقع يک پديده هستند.»
ماريا فانتوا شريک زندگی اينشتاين در خاطرات خود، بر مخالفت شديد آينشتاين با مسابقه تسليحاتی تاکيد می کند. آينشتاين تا هنگام مرگ از اين مخالفت دست نکشيد.
اينشتاين در يکی از سخنرانی های خود گفت: «... امروز فيزيک دان هايی که شاهد بوجود آمدن خطرناک ترين و مهيب ترين سلاح ها هستند، نمی توانند از هشدار دادن های مکرر خودداری کنند. ما نمی توانيم و نبايد در تلاش برای آگاه کردن همه ملت های جهان بويژه دولت های آنها، از فاجعه غير قابل بيانی که می تواند بوقوع بپيوندد، مسامحه کنيم. اين فاجعه بوقوع خواهد پيوست مگر آنکه نگرش و برخورد خود را به يکديگر و به آينده تغيير دهيم. ما به ساخته شدن اين سلاح جديد کمک کرديم تا مانع از آن شويم که دشمن بشريت پيش از ما به آن دست يابد. با توجه به ديدگاه و نگرش نازی ها، دستيابی آنها به اين سلاح، به معنای نابودی ورای تصور و به بردگی درآوردن بقيه جهان می بود...»
مخالفت آينشتاين با مسابقه تسليحاتی و به ويژه برنامه بمب هيدروژنی به اين علت بود که می دانست ابعاد فاجعه می تواند فراتر از هيروشيما و ناگازاکی رود.
دکتر ابوالقاسم غفاری که در سال ۱۹۵۱ و ۱۹۵۲ در دانشگاه پرينستون در گروه آلبرت اينشتاين تحقيق علمی کرده است می گويد: «رابرت اپنهايمر و آلبرت آينشتاين خيلی ناراحت بودند از بمب هيدروژنی که در آن زمان صحبتش بود که آمريکا در تلاش توليد آن است. هم اوپنهايمر مخالف بود که متاسفانه برکنار شد و آينشتاين هر دو مخالف بودند. آنها از انفجار بمب در هيروشيما بشدت ناراحت بودند و نگران بودند که اگر بمب هيدروژنی ساخته شود، اساسش به مراتب بدتر از بمب اتمی ست. البته من در مورد آن صحبت نمی کردند، اما با هم که صحبت می کردند، معلوم بود بسيار ناراحت هستند.»
«از خرد، خدا نسازیم»
اينشتاين در يکی از سخنرانی های خود گفت: «...عصر ما به پيشرفت هايی که در زمينه تکامل روشنفکری انسان به عمل آمده، مباهات می کند. جست و جو و تکاپو برای حقيقت و دانش، يکی از بزرگترين هنرهای انسانی است. اما گاه از سوی آنها که کمترين مايه را دارند، بيشترين نخوت ها بروز می کند. بايد بهوش باشيم و از خِرد، خدا نسازيم. بطور قطع خِرد قدرت بسيار دارد، اما از شخصيت تهی است. از اين رو خرد تنها بايد خدمت کند، نه رهبری. خرد، چشم تيزبينی برای بکارگيری ِ شيوه و وسيله دارد، اما در مقابل ارزش ها و هدف ها نابينا است. از اين رو جای تعجبی ندارد که اين نابينايی مرگ آور از پير به جوان می رسد و نسلی را درگير ِ خود می کند...»
آلبرت آينشتين در هجدهم آوريل سال ۱۹۵۵، در پرينستون در ايالت نيوجرسی، ديده از جهان فروبست.
مصاحبه با پرفسور ابوالقاسم غفاری ۱۰۰ ساله که با اينشتاين کار علمی مشترک کرده است.
آقای دکتر غفاری از آشنايی خودتان با اينشتاين بگوييد.
البته وقتی من آينشتاين را شناختم، سنش بالا بود. من در سال ۱۹۵۱-۵۲ در پرينستون افتخار شاگردی آينشتاين را پيدا کردم. البته از سال ۱۹۳۶ مکاتباتی با او داشتم، چون تز پاريس من به براونيان موشن Brownian Motion مربوط بود. در سال ۱۹۰۵ آينشتاين يک مطلبی در مورد براونيان موشن نوشته بود. اولين جلسه ملاقات من با آينشتاين يک سه شنبه سپتامبر ۱۹۵۲ در پرينستون صورت گرفت. اينشتاين روزها در حدود ساعت ۱۰ به سر کار می آمد و در حدود يک بعد از ظهر هم می رفت. ملاقات من با ايشان معمولا روزهای سه شنبه بعد از ساعت ۱۰ بود. گفتگوهای ما تنها مربوط می شد به Unified Field Theory . البته کار آينشتاين بيشتر Relativity بود نه در فيزيک کوانتوم، اما خوب بهر حال به همديگر مربوط می شوند.
بعد که کارتان تمام شد، به ايران برگشتيد؟
بله به ايران برگشتيم، اما با يکی از همکارانم آبراهام پايس Abraham Pais که بعدا در نيويورک، در دانشگاه راکفلر استاد فيزيک شد، قرار گذاشتم که اگر موضوع مورد علاقه من مطرح شود، با من در تهران تماس بگيرد. در ماه آوريل ۱۹۵۵، يک روز تلفن کرد که اينشتاين در بيمارستان درگذشت. من فردای آن روز جريان اين تلفن را برای دکتر اقبال تعريف کردم. در دانشکده علوم دانشگاه تهران جلسه ای برای يادبود آينشتاين ترتيب دادند. مرحوم دکتر اقبال رييس دانشگاه، رياست اين جلسه را داشت. از ديگر سخنرانان دکتر هشترودی و دکتر حسابی بودند و بنده هم چند کلمه صحبت کردم.
آقای دکتر غفاری، می گويند وجوه شخصيت آينشتاين از علم فراتر می رود..
بله بله همينطور است. البته من خودم در زمينه های غيرعلمی با آينشتاين صحبتی نداشتم، اما بسياری از فلاسفه اروپايی با او ديدار و گفت و گو می کردند. صحبت ما فقط بر سر کارهای علمی بود که در روزهای سه شنبه که يکديگر را می ديديم مطرح می شد...خيلی علاقمند بود به ايران. اولا از من می پرسيد ايران و پرشيا چه فرقی با هم دارند و چطور پرشيا به ايران تغيير پيدا کرده، البته من آن موقع درست فرق اين ها را نمی دانستم. چيزهايی گفتم ولی خاطر جمع نيستم که صحيح بوده باشد! خيلی علاقمند به تاريخ ايران بود.
از ايشان هيچ وقت به ايران دعوت نکرديد؟
ديگر خيلی سالخورده بود البته در ايران خيلی علاقمند بودند (که از ايشان دعوت کنند)، ولی من خاطر جمع نبودم. آسان هم نبود.
اینشتاین هدیه بزرگ به بشریت
جوانا فانتوا شريک زندگی آينشتاين در خاطرات خود از دل مشغولی های اينشتاين در سال های پايانی عمرش می نويسد، از جمله قايقرانی ورزش محبوب او و جوک گفتن برای طوطی اش! آينشتاين را هديه بزرگی به بشريت می خوانند.
هجدهم آوريل، پنجاه و دومين سالگرد درگذشت آلبرت آينشتاين نابغه بزرگ قرن بيستم است. آينشتاين خالق تئوری نسبيت، به جز علم، در زمينه های ديگر هم سرآمد بود.
نام آلبرت آينشتاين فيزيکدان نابغه قرن بيستم که ۵۰ سال پيش در چنين روزهايی در گذشت، برای افراد بسياری، همواره با پيچيده ترين تئوری های فيزيک يا با بمب اتمی تداعی می کند، اما کارايی وجه های شخصيت او، به پای توانايی های علمی اش می رسد.
جوانا فانتوا شريک زندگی آينشتاين در يادداشت های خود که هم اکنون در اختيار کتابخانه پرينستون قرار دارد می نويسد وجه انسانی آينشتاين، از وجه علمی او فراتر می رود.
تئوری نسبیت مفهومی بیگانه برای عامه مردم
اینشتاين شايد بيش از هر ستاره ای در قرن بيستم درخشيده باشد، حتی اگر درک کشف ها و نظريه های او، برای يک ذهن متوسط بسيار دشوار باشد. خود او هم از اين دشواری برای عموم آگاه بود.
او می گويد: «يکی از نتيجه های تئوری نسبيت اين بود که نشان داد ماده و انرژی، دو نمود متفاوت از يک پديده واحد هستند، مفهومی که برای اذهان عموم، کمابيش بيگانه بود.»
آلبرت آينشتاين در سال ۱۹۰۵ هنگامی که کارمند پست بود، نظريه نسبيت خود را نوشت. در صد سالگی اين تئوری، سازمان ملل متحد، سال ۲۰۰۵ را سال فيزيک اعلام کرد.
اینشتاین مخالف سرسخت بمب اتمی
نام آلبرت آينشتاين با بمب اتمی که او برای جلوگيری از دستيابی آلمان نازی به آن، خواستار ساخته شدنش شده بود، گره خورده است. اما اينشتاين جزو برجسته ترين مخالفان آن شد. در واقع بمب اتمی را آينشتاين نساخت، اين بمب بر پايه نظريه علمی او ساخته شد.
کريستوفر لنر Christophe Lehner دانشمند موسسه ماکس پلانک برلين می گويد: «بمب اتمی فقط يکی از چيزهايی بود که ريشه در ايده های آينشتاين داشت، منظورم اين است که بمب اتمی، همانقدر به فرمول E=MC۲ مرتبط است که به فرضيه خورشيد و يا تئوری بمب های شيميايی. اما به نوعی در واقع نمايش اين واقعيت است که می توان ماده را به انرژی تبديل کرد و اينکه ماده و انرژی در واقع يک پديده هستند.»
ماريا فانتوا شريک زندگی اينشتاين در خاطرات خود، بر مخالفت شديد آينشتاين با مسابقه تسليحاتی تاکيد می کند. آينشتاين تا هنگام مرگ از اين مخالفت دست نکشيد.
اينشتاين در يکی از سخنرانی های خود گفت: «... امروز فيزيک دان هايی که شاهد بوجود آمدن خطرناک ترين و مهيب ترين سلاح ها هستند، نمی توانند از هشدار دادن های مکرر خودداری کنند. ما نمی توانيم و نبايد در تلاش برای آگاه کردن همه ملت های جهان بويژه دولت های آنها، از فاجعه غير قابل بيانی که می تواند بوقوع بپيوندد، مسامحه کنيم. اين فاجعه بوقوع خواهد پيوست مگر آنکه نگرش و برخورد خود را به يکديگر و به آينده تغيير دهيم. ما به ساخته شدن اين سلاح جديد کمک کرديم تا مانع از آن شويم که دشمن بشريت پيش از ما به آن دست يابد. با توجه به ديدگاه و نگرش نازی ها، دستيابی آنها به اين سلاح، به معنای نابودی ورای تصور و به بردگی درآوردن بقيه جهان می بود...»
مخالفت آينشتاين با مسابقه تسليحاتی و به ويژه برنامه بمب هيدروژنی به اين علت بود که می دانست ابعاد فاجعه می تواند فراتر از هيروشيما و ناگازاکی رود.
دکتر ابوالقاسم غفاری که در سال ۱۹۵۱ و ۱۹۵۲ در دانشگاه پرينستون در گروه آلبرت اينشتاين تحقيق علمی کرده است می گويد: «رابرت اپنهايمر و آلبرت آينشتاين خيلی ناراحت بودند از بمب هيدروژنی که در آن زمان صحبتش بود که آمريکا در تلاش توليد آن است. هم اوپنهايمر مخالف بود که متاسفانه برکنار شد و آينشتاين هر دو مخالف بودند. آنها از انفجار بمب در هيروشيما بشدت ناراحت بودند و نگران بودند که اگر بمب هيدروژنی ساخته شود، اساسش به مراتب بدتر از بمب اتمی ست. البته من در مورد آن صحبت نمی کردند، اما با هم که صحبت می کردند، معلوم بود بسيار ناراحت هستند.»
«از خرد، خدا نسازیم»
اينشتاين در يکی از سخنرانی های خود گفت: «...عصر ما به پيشرفت هايی که در زمينه تکامل روشنفکری انسان به عمل آمده، مباهات می کند. جست و جو و تکاپو برای حقيقت و دانش، يکی از بزرگترين هنرهای انسانی است. اما گاه از سوی آنها که کمترين مايه را دارند، بيشترين نخوت ها بروز می کند. بايد بهوش باشيم و از خِرد، خدا نسازيم. بطور قطع خِرد قدرت بسيار دارد، اما از شخصيت تهی است. از اين رو خرد تنها بايد خدمت کند، نه رهبری. خرد، چشم تيزبينی برای بکارگيری ِ شيوه و وسيله دارد، اما در مقابل ارزش ها و هدف ها نابينا است. از اين رو جای تعجبی ندارد که اين نابينايی مرگ آور از پير به جوان می رسد و نسلی را درگير ِ خود می کند...»
آلبرت آينشتين در هجدهم آوريل سال ۱۹۵۵، در پرينستون در ايالت نيوجرسی، ديده از جهان فروبست.
مصاحبه با پرفسور ابوالقاسم غفاری ۱۰۰ ساله که با اينشتاين کار علمی مشترک کرده است.
آقای دکتر غفاری از آشنايی خودتان با اينشتاين بگوييد.
البته وقتی من آينشتاين را شناختم، سنش بالا بود. من در سال ۱۹۵۱-۵۲ در پرينستون افتخار شاگردی آينشتاين را پيدا کردم. البته از سال ۱۹۳۶ مکاتباتی با او داشتم، چون تز پاريس من به براونيان موشن Brownian Motion مربوط بود. در سال ۱۹۰۵ آينشتاين يک مطلبی در مورد براونيان موشن نوشته بود. اولين جلسه ملاقات من با آينشتاين يک سه شنبه سپتامبر ۱۹۵۲ در پرينستون صورت گرفت. اينشتاين روزها در حدود ساعت ۱۰ به سر کار می آمد و در حدود يک بعد از ظهر هم می رفت. ملاقات من با ايشان معمولا روزهای سه شنبه بعد از ساعت ۱۰ بود. گفتگوهای ما تنها مربوط می شد به Unified Field Theory . البته کار آينشتاين بيشتر Relativity بود نه در فيزيک کوانتوم، اما خوب بهر حال به همديگر مربوط می شوند.
بعد که کارتان تمام شد، به ايران برگشتيد؟
بله به ايران برگشتيم، اما با يکی از همکارانم آبراهام پايس Abraham Pais که بعدا در نيويورک، در دانشگاه راکفلر استاد فيزيک شد، قرار گذاشتم که اگر موضوع مورد علاقه من مطرح شود، با من در تهران تماس بگيرد. در ماه آوريل ۱۹۵۵، يک روز تلفن کرد که اينشتاين در بيمارستان درگذشت. من فردای آن روز جريان اين تلفن را برای دکتر اقبال تعريف کردم. در دانشکده علوم دانشگاه تهران جلسه ای برای يادبود آينشتاين ترتيب دادند. مرحوم دکتر اقبال رييس دانشگاه، رياست اين جلسه را داشت. از ديگر سخنرانان دکتر هشترودی و دکتر حسابی بودند و بنده هم چند کلمه صحبت کردم.
آقای دکتر غفاری، می گويند وجوه شخصيت آينشتاين از علم فراتر می رود..
بله بله همينطور است. البته من خودم در زمينه های غيرعلمی با آينشتاين صحبتی نداشتم، اما بسياری از فلاسفه اروپايی با او ديدار و گفت و گو می کردند. صحبت ما فقط بر سر کارهای علمی بود که در روزهای سه شنبه که يکديگر را می ديديم مطرح می شد...خيلی علاقمند بود به ايران. اولا از من می پرسيد ايران و پرشيا چه فرقی با هم دارند و چطور پرشيا به ايران تغيير پيدا کرده، البته من آن موقع درست فرق اين ها را نمی دانستم. چيزهايی گفتم ولی خاطر جمع نيستم که صحيح بوده باشد! خيلی علاقمند به تاريخ ايران بود.
از ايشان هيچ وقت به ايران دعوت نکرديد؟
ديگر خيلی سالخورده بود البته در ايران خيلی علاقمند بودند (که از ايشان دعوت کنند)، ولی من خاطر جمع نبودم. آسان هم نبود.
اینشتاین هدیه بزرگ به بشریت
جوانا فانتوا شريک زندگی آينشتاين در خاطرات خود از دل مشغولی های اينشتاين در سال های پايانی عمرش می نويسد، از جمله قايقرانی ورزش محبوب او و جوک گفتن برای طوطی اش! آينشتاين را هديه بزرگی به بشريت می خوانند.
پروفسور كريم نيرنيا و همكارانش براي نخستين بار موفق به توليد اسپرم(سلولهاي جنسي مردانه) نابالغ از سلولهاي بنيادي مغز استخوان شدند.
به گزارش سرويس فنآوري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با پيگيري موفقيتآميز اين تحقيقات ميتوان به مرداني كه به دلايل مختلف از جمله ابتلا به سرطان توان توليد اسپرم و باروري را از دست داده اند، امكان داد تا با اسپرم خود صاحب فرزند شوند.
گروه تحت سرپرستي پروفسور كريم نيرنيا كه در حال حاضر در دانشگاه «نيوكاسل» انگلستان فعاليت دارد، توانسته است با كشت و تمايز سلولهاي بنيادي گرفته شده از مغز استخوان گروهي از مردان داوطلب اين سلولها را در شرايط آزمايشگاهي به گونهاي پرورش دهند كه تبديل به سلول هاي جنسي مردانه نابالغ شوند.
اگر محققان بتوانند اين اسپرمها را تا تبديل شدن به اسپرمهاي بالغ رشد دهند كه البته اميدوار هستند كه اين كار طي پنج سال آينده امكان پذير شود، در نهايت اين اسپرمها براي درمان مشكلات ناباروري قابل استفاده خواهند بود. اين روش در موش هاي نر با موفقيت انجام شده است.
به گفته اين پروفسور ايراني مرحله بعدي اين پژوهش توليد اسپرمهاي بالغ از اين اسپرمهاي ابتدايي خواهد بود.
با روش ابداعي اين پروفسور ايراني احتمالا زنان نيز خواهند توانست اسپرم مورد نياز را براي باردار شدنشان را خودشان توليد كنند.
نتايج اين تحقيق كه در زمان فعاليت پرفسور نيرنيا در آلمان با مشاركت محققان دانشگاههاي «جورج آگوست گوتينگن»، «مونستر» و دانشكده پزشكي هانوورآلمان صورت گرفته است، در نشريه علمي «گامت بيولوژي» منتشر شده است.
متخصصان در عين حال هشدار دادهاند كه يافتههاي حاصل از مطالعات به دقت بازبيني شده اين محققان بايد در اين ابتدايي ترين مرحله با احتياط تفسير و تعبير شود.
دولت انگليس اخيرا قانوني ارائه كرده كه بر اساس آن استفاده از اسپرمها يا سلولهاي تخم كه به طور مصنوعي توليد شدهاند براي كمك به توليد مثل ممنوع است.
پرفسور نيرنيا سال گذشته نيز در تحقيقاتي كه با همكاري محققان دانشگاههاي «نيوكاسل» انگلستان و «جورج آگوست گوتينگن» انجام شده بود با بارورسازي اسپرمهاي توليدي از سلولهاي بنيادي جنيني استخراج شده از موشهاي آزمايشگاهي ثابت كرد كه ميتوان از اسپرمهاي رشد يافته از سلولهاي بنيادي جنيني در زاد ولد استفاده كرد.
به گزارش ايسنا، در جريان آن تحقيق، هفت جنين موش خلق شد كه گرچه اكثر اين موشهاي خلق شده از اسپرم مصنوعي با مرگ زودهنگام تلف شدند با اين حال الگوهاي رشد غيرعادي آنها براي پروفسور كريم نيريان جالب توجه بود.
اين دانشمندان اين سلول هاي اسپرمي تازه شكل يافته موسوم به سلول هاي بنيادي «اسپرماتوگونيال» را به سلول هاي اسپرم بالغ تبديل كردند و سپس برخي از آنها با تخم هاي موش ماده تركيب ساختند. تخم هاي بارور شده پس از رشد با موفقيت به بدن موش ماده پيوند زده شد و هفت جنين را خلق كرد
نخستین بار در استان آذربایجان غربی، جنین حاصل از روش «ویتری فیکیشن» یا «شیشهای» با موفقیت به دنیا آمد.
به گزارش واحد مرکزی خبر، تخمک اولیه این جنین با روش جدید به نام «ویتری فیکیشن» در آزمایشگاه به صورت فریزشده نگهداری میشد که با جایگزینی در رحم مادر، رشد و از طریق سزارین به دنیا آمد و به این ترتیب مادر پس از هفت سال نازایی صاحب فرزند شد.
روش «اسلوفیریزینگ» یا «یخ زدن آرام»، نخستین روشی است که در ایران برای برطرف کردن نازایی مورد استفاده قرار میگیرد به طوری که تخمک خارج شده در آزمایشگاه به صورت آرام فریز شده و در مواقع ضروری از آن استفاده میشود.
در حالی که در روش جدید یا «ویتری فیکیشن»، تخمک یخزده بلافاصله در داخل مایع ازت قرار میگیرد و پيش از آنكه «کریستالیزه» شود، حالت شیشهای به خود میگیرد.
دکتر تیزرو، محقق این طرح، در خصوص مزایای روش «ویتری فیکیشن» در مقایسه با روش قبلی یا «اسلوفریزینگ» گفت: کاهش زمان تخمکبرداری از بیماران از سه ساعت به پانزده دقیقه و افزایش شانس زنده ماندن جنین از 65 درصد به 95 درصد، از مهم،ترین مزایای این روش است.
دستگاه بورينگ داخل تراش در كشور طراحي و ساخته شد
به همت پژوهشگران ايراني، دستگاه بورينگ داخل تراش با مزيت كاهش زمان انجام كار به حدود يك پانزدهم نمونه خارجي در كشور طراحي و ساخته شد.
مهندس علي بساق زاده، مجري اين طرح در گفتوگو با خبرنگار پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين نكات اظهار داشت: اين دستگاه با دو منبع نيرو و يك محور اصلي ماشين، دو محور انتقال دهنده نيرو پيش روي قلم ابزارگير به همراه بدنه اصلي ماشين به ابعاد ٦٠٠٠ در ١٦٠٠ ميليمتر قابليت تراشكاري قطر داخلي قطعات سنگين از قطر ٤٠٠ ميليمتر تا ١٤٠٠ ميليمتر با طول ٢٨٠٠ ميليمتر را داراست.
مجري اين طرح در ادامه افزود: با اضافه كردن قطعات الحاقي ميتوان كف تراشي (پيشاني تراشي) قطعات را نيز بر روي ماشين انجام داد.
وي تصريح كرد: قدرت براده برداري براي هر پاس تا ٥٠ ميليمتر خطاي هم قطر تراشي، هم مركزي و هم راستاي ماشين ٠٢/٠ ميليمتر است و با توجه به جا زدن شافت در پوسته (انطباق گرم)، زمان صرف شده براي نصب قطعات سنگين كمتر از نيم ساعت است. اين دستگاه قابليت تراش قطر داخلي قطعات صنعتي سنگين را نيز كه به صورت استوانه يا ديگر اشكال هندسي هستند داراست.
بساقزاده در ادامه خاطر نشان كرد: بر اساس اين طرح تا به حال سه دستگاه ساخته شده و به بهرهبرداري رسيده است.
وي در ادامه به ايسنا گفت: در ايران اين دستگاه به اين نحو وجود نداشته و يكي از مزيتهاي آن نسبت به بقيه دستگاهها زمان كم، سطح صاف و ساده بودن كار ميباشد. اگر دستگاههاي خارجي حدود ٢ ميليمتر براده برداري را انجام ميدهد اين دستگاه ٢٥ برابر بيشتر يعني حدود ٥٠ ميليمتر براده برداري ميكند و اين يكي از مزيتهاي آن است.
اين صنعتكر مبتكر در پايان، كاهش زمان انجام كار به حدود يك پانزدهم نمونه خارجي، دقت عمل و كيفيت بالا، امكان تراشكاري روي مواد مختلف، كاهش هزينه و استهلاك و قيمت تمام شده را از مزاياي بورينگ داخل تراش ايراني عنوان كرد.
ایران بیشترین شمار کاربران اینترنتی در خاورمیانه را دارد / رشد 2 هزار و 900 درصدی تعداد کاربران اینترنت در ایران
آمار منتشر شده از سوی مرکز آمار جهانی اینترنت نشان می دهد ایران با برخورداری از 5/7 میلیون کاربر اینترنتی بیشترین شمار کاربران اینترنتی در سراسر خاورمیانه را به خود اختصاص داده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، این آمارها نشان می دهند که در خاورمیانه بالغ بر 193 میلیون نفر زندگی می کنند که از این تعداد بالغ بر 5/19 میلیون تن کاربر اینترنتی هستند که ایران با برخورداری از 5/7 میلیون کاربر سهم قابل توجهی را به خود اختصاص داده است.
این آمارها نشان می دهند که با توجه به وجود تنها 250 هزار کاربر اینترنتی در ایران در دسامبر سال 2000 و رسیدن این رقم به عدد قابل توجه 5/7 میلیون نفر، رشد 2900 درصدی در این زمینه صورت گرفته است.
بر اساس این آمار به جز ایران که رقم چشمگیر 5/7 میلیون کاربر را به خود اختصاص داده است، تنها عربستان (540/2 میلیون)، سوریه (100/1 میلیون) و امارات (397/1 میلیون ) در خاورمیانه هستند که شمار کاربران اینترنتی آنها از مرز یک میلیون کاربر فراتر رفته است.
|
خبر نامزد شدن سوسن تسلیمی، براي وزارت فرهنگ سوئد صحت دارد | |||||
|
سیروس تسلیمی با تایید خبر نامزد شدن سوسن تسلیمی برای وزارت فرهنگ سوئد گفت : خبری که یکی از روزنامه ها ی ایران درباره نامزد شدن خانم تسلیمی براي اين مقام داده، صحت دارد. سیروس تسلیمی از تهيهكنندگان و پخش كنندگان مطرح سينماي ايران و برادر سوسن تسلیمی بازيگر و كارگردان سينما و تياتر ايران كه در سوئد اقامت دارد، در گفت وگو با خبرنگار ایرانیوز گفت: مطبوعات و احزاب سوئد همیشه با ارائه کارنامه افراد سرشناس ، ازنامزدهایی برای تصدی پستهای مختلف حمایت می کنند و خانم تسلیمی مورد حمایت برخی از روزنامه ها و گروههای سوئد برای وزارت فرهنگ این کشور بوده است . |
جشن نوروزی ایرانیان مقیم تورنتو امسال برای اولین بار در محل ساختمان پارلمان انتاریو برگزار شد و جمعی از اعضای کابینه انتاریو و نمایندگان مجلس این استان با حضور در کنار هفت سین ایرانی با آیین نوروز آشنا شدند.
درست ساعاتی پیش از تحویل سال، گروهی از ایرانیان مقیم تورنتو با گردهم آیی در پارلمان انتاریو و برپایی نمایشگاهی از هنر و فرهنگ ایرانی، به استقبال نوروز رفتند.
در این مراسم که به همت گروه ایرانیان تورنتو و برخی از فعالان اجتماعی برنامه ریزی شده بود، هنرمندان موسیقی ایرانی به اجرای برنامه پرداختند.
هایده مقیسی استاد دانشگاه یورک در سخنانی به تشریح سابقه نوروز پرداخت و گفت: با وجود سرمای هوای تورنتو، ممکن است بعضی متعجب شوند که ما چرا سال نو را حالا جشن می گیریم چون ما این سرما را در ایران نداریم. الان در ایران هوا بهاری است.
هر چند مایکل کلن، وزیر مهاجرت انتاریو، معتقد بود: نوروز اولین روز بهار است ولی می دانم که در ایران هم هنوز هوا سرد است و خیلی هم هوا آفتابی و بهاری نیست!
وی گفت: آغاز سال 1386 اولین بار است که ایرانیان مقیم تورنتو جشن نوروزی خود را در پارلمان گرفتند.
او ادامه داد: احتمالا هنوز فرهنگ و تمدن بزرگ ایرانی به خوبی توسط دیگر ملت ها شناخته نشده است. نگاه خیلی ها به تاریخ ایران درست نیست. معماری و علم و هنر و تمدن شما به سه هزار یال پیش بر می گردد و این است که شما باید بیشتر از این طور جشن ها را برپا کنید و به آن افتخار ورزید .
به گفته وی، دولت انتاریو و کانادا آماده است تا بویژه در این مقطع حساس زمانی شما را حمایت کند تا بهتر تاریخ و فرهنگ ایرانی را معرفی کنید و چهره واقعی تمدن ایرانی را بشناسانید.
بسیاری از ایرانیان که دور از خانواده و فامیلشان سال نو را جشن گرفتند، دور هم جمع شده بودند و هر کس غذایی پخته بود و به این ترتیب جبران غربت را در شب سال نو کرده بودند.
تک تک سنت های نوروزی نظیر خانه تکانی، تخم مرغ رنگ کردن، سبزه انداختن و هفت سین چیدن در خانه ایرانیان به راه بود. امسال اگر چه فستیوال نوروزی ایرانیان مثل سال گذشته در شهر تورنتو برپا نشد، اما مراسم چهارشنبه سوری و مجالس مختلف جشن نورزوزی در گوشه و کنار شهر برپا بود.
اولین گوسفند جهان با ارگان نیمه انسانی
يك دانشمندان ايراني توانست اولين گوسفند جهان را كه داراي ارگانهاي نيمه انساني است، توليد كند.
به گزارش ايرنا، به نقل از روزنامه "نيو استريتز تايمز" چاپ مالزي، اين گوسفند كه داراي ۱۵درصد سلولهاي انساني و ۸۵درصد سلولهاي حيواني است ، دورنماي پيوند اعضا از طريق حيوانات را يك قدم به واقعيت نزديك تر كرد.
بر اساس اين گزارش، پروفسور " حميد زنجاني" از دانشگاه "نوادا" براي تكميل اين روش كه شامل تزريق سلولهاي انساني بالغ به جنين گوسفند است، هفت سال زمان و حدود ۵ميليون پوند صرف كرد.
اين روش اميد به استفاده از پيوند خودي را از طريق يك پايه حيواني افزايش داده است.
بر اساس اين روش، در ابتدا سلولهاي بنيادي انساني از مغز استخوان فرد نيازمند به پيوند، استخراج خواهد شد.
سپس اين سلولها به حفره شكمي يك جنين گوسفند تزريق خواهد شد.
پس از دو ماه با بدنيا آمدن بره ، اين موجود داراي ارگانهايي مثل قلب، كبد، ريه و مغزي است كه نيمه انساني بوده و ميتوان از آنها براي پيوند بهدهنده اوليه سلولهاي بنيادي استفاده كرد.
در حال حاضر بيش از هفت هزار بيمار در انگليس در انتظار پيوند عضو هستند و انتظار ميرود حدود دو سوم آنها قبل از اخذ پيوند فوت شوند.






کانادا در آستانه به رسميت شناختن نوروز
لايحه به رسميت شناختن عيد نوروز، جشن باستانی ايرانيان با تصويب نمايندگان سه جناح قدرتمند سياسی کانادا و پشت سر گذاشتن دو مرحله نخست قانونگذاری در مجلس انتاريو برای تصويب نهايی به کميسيون خاص اين مجلس رفت تا از اين پس روز ۲۱ مارس، به عنوان جشن ملی ايرانيان در تقويم رسمی اين کشور ثبت شود.
با به رسميت شناختن نوروز در استان انتاريو، در صورت تصويب نهايی نمايندگان پارلمان انتاريو، اميد آن می رود که عيد ملی ايرانيان در سرتاسر کانادا، دومين مرکز تجمع ايرانيان مقيم خارج از کشور، رسميت يابد ، چنانچه سال گذشته نيز استان بريتيش کلمبيا نوروز را به رسميت شناخت و برخی شوراهای انجمن شهری نظير شورای شهر ريچموند هيل، به اين رخداد فرهگی رسميت دادند.
پيشنهاد به رسميت شناختن نوروز که از سالها پيش جسته و گريخته توسط گروههای مختلف ايرانيان با مقامات رسمی کانادا مطرح می شده است ، اولين بار به طور رسمی توسط جمعی از متخصصان ايرانی مقيم تورنتو در مجلس فدرال اين کشور طرح شد و با پيگيريهای همين افراد چندی پيش به مجلس انتاريو رفت.
نوروز در لايحه پارلمانی
در حالی که لايحه رسمی شدن نوروز در استان انتاريو توسط نمايندگان مجلس طی دو مرحله قرائت شده و بزودی برای تبديل شدن به قانون رسمی کانادا به مرحله نهايی می رسد، با تلاش گروهی از متخصصان و چهره های برجسته ايرانی ، انجمن شهر " ريچموند هيل" عيد نوروز را در اين منطقه به رسميت شناخت.
دکتر رضا مريدی معاون انستيتو حفاظت اشعه اتمی کانادا و از فعالان اجتماعی جامعه ايرانيان مقيم کانادا، در گفت و گويی با بخش فارسی بی.بی.سی ضمن تشريح چگونگی طرح لايحه به رسميت شناختن نوروز در انجمن شهر ريچموند هيل و مجلس انتاريو، اظهار داشت:
" ابتدا با مذاکرات حضوری با دست اندرکاران اين مراکز قانون گذاری و سپس با مکاتبات رسمی ، تلاش کرديم تا اهميت نوروز را به عنوان يک عيد بزرگ ايرانی، معرفی کنيم ."
وی گفت:" پس از مذاکرات حضوری آقای بهرام فولادی با شخص نخست وزير" دالتون مگنتی " و برخی نمايندگان استان انتاريو از جمله "گرگ سوربارا" و "ماريو راکو" در خصوص ضرورت رسمی شدن نوروز در اين استان در نامه ای خطاب به مسوولان مربوط، نوشتيم: ده کشور آسيايی( نظير هند پاکستان، افغانستان، تاجيکستان، آذربايجان) به سرپرستی ايران ، با ارايه طرحی به يونسکو خواستار به رسميت شناختن نوروز به عنوان يک روز جهانی شدند ".
وی افزود: "دراين نامه با اشاره به حضور حدود ۱۵۰ هزار ايرانی در انتاريو و نقش مثبت آنان در پيشبرد امور فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کانادا خواستار به رسميت شناختن اين طرح شديم."
دکتر مريدی که نسبت به تصويب لايحه اخير رسمی شدن نوروز در انتاريو خوشبين بود، تقويت حس اعتماد به نفس در ايرانيان مقيم کانادا را يکی از مهم ترين آثار و تبعات مثبت طرح مزبور خواند و گقت :"تصويب چنين طرحی موجب می شود تا از يک سو ايرانيان مهاجر، اينجا را خانه خود حس کنند و دست کم با ديدن نام نوروز در تقويم رسمی کانادا به خود ببالند که در اين ممکلت سهمی دارند و از طرف ديگر سياستمداران کانادايی به توانمنديهای ايرانيان ايمان آورند و ما را در تصميم گيريهای کشوری مشارکت دهند."
از ايده تا عمل
خبر رسمی شدن نوروز در انتاريو، که بازتاب های گسترده ای را در محافل ايرانی و خارجی در پی داشته است، از نگاه بسياری از صاحبان نظر دستاوردی بزرگ برای جامعه ايرانيان مهاجر محسوب می شود و بسياری آن را از نتايج بديهی رشد چشمگير و حضور مثبت ايرانيان مهاجر در ابعاد مختلف زندگی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کانادا می دانند، در عين حال که برخی هم آن را نشانه هايی از حسن توجه دولتمردان کانادايی به توانمندی های جامعه ايرانيان مقيم به عنوان دومين جمعيت تحصيل کرده حاضر در کانادا ارزيابی می کنند.
دراين خصوص حسن زرهی مدير مسوول روزنامه شهروند می گويد:" ايده رسمی شدن نوروز در کانادا از سالهای اوليه ورود ايرانيان به اين کشور کما بيش مطرح بود و همواره سعی می شد تا اهميت اين عيد در مجامع عمومی، دولتی و نهادهای مدنی باز گو شود ، اما شايد به دليل جوان يودن جامعه ايرانيان مقيم کانادا اين پيشنهادها به نتيجه عملی منجر نمی شد."
وی طرح رسمی شدن نوروز را در مناطق مختلف کانادا ناشی از رشد کمی و کيفی ايرانيان مقيم دانست و گفت:" اکنون که عده زيادی از ايرانيان در مراکز فرهنگی ؛ اجتماعی و اقتصادی حضور دارند و به وضعيت قابل ملاحظه ای دست يافتند ، طبعا در مناسبات سياسی و اجتماعی مملکتی هم جدی گرفته می شوند ."
مدير مسوول "شهروند "، نشريه فارسی زبان چاپ کانادا، اظهار اميدواری کرد تا همه ايرانيان در تمامی نقاط دنيا بکوشند نوروز را به عنوان جشن زايش زمين، آغاز بهار و زندگی دوباره به رخدادی جهانی تبديل کنند.
وی تصويب طرح را از اين حيث قابل توجه دانست که با ثبت نوروز در تقويم کشور چند فرهنگی کانادا گام بزرگی در معرفی فرهنگ ايرانی به ساير مليت های مقيم برداشته می شود.
زرهی افزود: " با به رسميت شناختن نوروز ، در حقيقت اين سنت ديرينه ايرانيان از هر گونه گزند و تحريف احتمالی محفوظ خواهد ماند و به عنوان عيد تمامی ايرانيان شناخته خواهد شد."
پيش از اين نيز "ماريو راکو" نماينده ليبرال مجلس انتاريو در نطق رسمی خود در جمع نمايندگان اين مجلس در دفاع از لايحه نوروز ضمن اشاره به نقش مثبت جامعه ايرانی - کانادايی در اين کشور تلاش های آنان را در سازندگی کشور کانادا يادآور شد. " فرانک کليس" نماينده محافظه کار انتاريو نيز، کوشش های جامعه ايرانی مقيم اين کشور را در اعتلای جامعه مثبت ارزيابی کرد و بر نقش آنان در زمينه هايی مانند الکترونيک، ارتباطات، کامپيوتر و ساختمان سازی تاکيد ورزيد.
سفره هفت سين و جای خالی ايرانيان
حضور بر سر سفره هفت سين و تحويل سال در کنار خانواده و آشنايان ، موضوعی است که همه ساله برای بسياری از ايرانيان مقيم کانادا درد سر ساز می شود. چرا که روز ۲۱ مارچ، در اين کشور تعطيل نيست و به استثنای گروه اندکی از صاحبان مشاغل، عده زيادی امکان گرفتن مرخصی و دست کشيدن از کار را ندارند.
اما بسياری به لايحه نوروزی دولت کانادا چشم اميد دوخته اند تا با تصويب قانون رسمی شدن نوروز ، دست کم در گرفتن مرخصی از کارفرما بتوانند روز ۲۱ مارچ آغاز بهار را جشن بگيرند.
مدير مسوول شهروند، در اين زمينه گفت:" موضوعی که همواره در لحظه تحويل سال بسياری از ايرانيان مقيم خارج از کشور را آزار می دهد آن است که در اين روز عمدتا نمی توانند کنار سفره هفت سين و خانواده هايشان باشند."
وی اضافه کرد:" برای ما ، چهارشنبه سوريها، يکشنبه سوری و شنبه سوری می شود چرا که واقعا امکان اجرای سنت ها در موعد مقرر هميشه مهيا نيست و اين موضوع اساسا وارد ادبيات ايرانيان مهاجر شده و همه جا به شوخی های ما تبديل شده است."
چرا که به استثنای اقليتی خاص، بقيه ناچارند مطابق معمول سر کار حضور داشته باشند .
کليه لوايح پيشنهادی به نهاد قانونگذاری در استانهای کانادايی ، طی سه مرحله توسط نمايندگان پارلمانی خوانده می شوند و چنانچه بعد از هر مرحله با اکثريت آرای موافق به تصويب رسند به قانون رسمی کانادا تبديل می گردند

|
|